تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
را بر وجهى كه ميرفت بفرمان او
رُخاءً
در حالتى كه نرم رو و سهل رفتار بود
حَيْثُ أَصابَ
هر جا كه اراده كردى و خواستى و اين منافات با قول حق سبحانه و تعالى :
وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ عاصِفَةً
. ندارد زيرا كه محتملست كه با وجود تندى در رفتار نرم و سهل باشد كه راكب را آزار و مشقت نرساند و ايضا در دفع منافات گفته‌اند كه ميتواند كه گاهى عاصف و تندرو باشد و وقتى رخاء و نرم‌رو مطابق فرمان سليمان عليه السّلام
وَ الشَّياطِينَ
عطف است بر الريح اى فسخرنا له الشياطين يعنى مسخر و فرمانبردار سليمان كرديم جنيان را
كُلَّ بَنَّاءٍ
بدل از شياطين است و حاصل كلام اينست كه تسخير شياطين بمعنى تسخير هر جنى است كه بناكنندهء خانه‌هاى عاليه و عمارتهاى مستحكم باشند در برابرى
وَ غَوَّاصٍ
و هر جنى كه غوص كننده باشد در بحار و انواع جواهر و لآلى ثمينه بيرون آرند
وَ آخَرِينَ
و مسخر او كرديم جمعى ديگر از جنيان را كه به حكم سليمان
مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
بسته شده بودند در زنجيرها و غلها ، على بن ابراهيم عليه الرحمه آورده كه اين
مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ
آن جنيان بودند كه با سليمان عصيان ورزيدند و خاتم او را بحيله بدست آورده مدتى در ملك سليمان ملك‌رانى كردند چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حق سبحانه و تعالى ملك و سلطنت سليمان را بخاتم سليمان بسته بود و هر گاه آن خاتم را بانگشت كردى حاضر شدندى نزد او جن و انس و شياطين و طيور و وحوش و اطاعت او كردندى و چون بر كرسى سلطنت نشسته قصد جايى ميكرد حق تعالى ريح را ميفرستاد كه آن كرسى را با هر كه در آنجا باشد از جن و طير و انس و دواب و خيل در ميان هوا بردارد و بهر موضعى كه سليمان خواهد به آنجا برساند چنانچه سليمان نماز صبح را بشام ميگذاشت و نماز ظهر را بفارس و شياطين را ميفرمود كه سنگ از فارس بردارند و در شام بفروشند و چون سليمان اسبان را بشمشير گردن زد و پى كرد اين معنى مقبول درگاه احديت نشد سلب ملك و سلطنت ازو نمود و عادت سليمان چنين بود كه هر گاه به بيت الخلا در مى آمد .