تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
آفتاب بپردهء شب متوارى گرديد پس سليمان امر كرد فرشتگان موكل آفتاب را تا آفتاب را برگردانند كه تا او نماز عصر را در وقت فضيلت آن بجا بيارد و بعد از آنكه آن فرشتگان آفتاب را گردانيدند سليمان برخواسته شروع كرد بوضو ساختن به اين كه آب بر ساق و گردن خود ماليد زيرا كه وضو در شريعت سليمان همچنين بود و بعد از آن اقامت نماز كرد و همچنين جمعى كه وقت فضيلت نماز ايشان در خدمت سليمان فوت شده بود ايشان نيز وضو به طرز وضوء سليمان ساختند چنانچه حق تعالى فرموده
فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ
و بمضمون اين حديث شريف نيز ابتلا و امتحان سليمان ازين آيهء كريمه ظاهر نميشود پس حاصل اينست كه در زمان سليمان وقت نماز عصر ممتد بود بحيثيتى كه بعد از غروب آفتاب نيز ميتوانست ادا كردن اما قبل از غروب وقت فضيلت آن بود و بعد از غروب وقت اضطرارى آن و شغل ديدن اسبان سليمان را از دريافت فضيلت نماز عصر انداخت بنا برين رد شمس كرد تا فضيلت آن را دريابد و از ثواب آن بىبهره نماند . و بعضى را اعتقاد اينست كه امتداد نماز عصر در زمان سليمان نيز قبل از غروب بوده نه بعد از غروب پس بنا برين بايد كه سليمان از شغل ديدن اسبان تمام وقت نماز عصر را خواه وقت فضيلت و خواه غير آن درنيافته باشد و چون اينعمل معقول نمينمايد گفته‌اند كه ميتواند كه تأخير نماز كسى كه قدرت بر رد شمس داشته باشد جايز باشد چه او البته نماز را در وقت خود بجا خواهد آورد و محتمل است كه اين تأخير بسبب آن بوده باشد كه آن حضرت را غافل ساختند تا رتبهء آن حضرت بر همگنان از رد شمس ظاهر گردد و تصدير آيات بعد ازين بقول خداى تعالى كه فرموده :
وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ
و عدم تصدير آيات سابقه به آن مؤيد اينست كه در اين اثنا آيات افتتان و امتحان نيست . و على بن ابراهيم در تفسير اين آيت گفته كه حضرت سليمان اسب را دوست ميداشت و هميشه ميفرمود كه اسبان را از نظر او بگذرانند تا آنكه روزى اسبان از
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 825 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي