تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 820

مساهمون:

ص٨٢٠
سبحانه به صاحب فردوس وحى كرد كه درهاى فردوس را بگشا صاحب فردوس به حكم الهى درهاى آن را گشود و چون چشم اوريا به آن رسيد از صاحب فردوس پرسيد كه اين از براى كدام كس آماده شده ؟ صاحب فردوس گفت از براى كسى كه گناه داود را ببخشد اوريا گفت اى پروردگار من از گناه داود درگذشتم پس داود اكتفاء به همين نموده به طرف بنى اسرائيل برگشت و بعد ازين واقعه چون از نماز فارغ ميشد و زيرا و مدح و ثناء انبياء سابق مينمود و مىگفت فضل داود پيش از بجا آوردن خطيئه چنان و چنين است . داود ازين مغموم گرديد حق سبحانه و تعالى وحى فرستاد كه اى داود من نيز از گناه تو درگذشتم و عار گناه تو را بر بنى اسرائيل لازم گردانيدم داود گفت اى پروردگار من چون مىشود كه عار گناه شخصى را كسى ديگر متحمل گردد با آنكه تو حاكمى كه در حكم تو اصلا ظلم نميرود ؟ حق تعالى فرمود كه وجه الزام اينست كه بنى اسرائيل چرا در دفع اين خطيئه از تو تعجيل نكردند و بعد ازين داود زن اوريا را به عقد خود درآورد و ازو سليمان متولد گرديد . مخفى نماند كه آنچه درين حديث صحيح مذكور است لايق شأن آحاد ناس نيست تا بانبيا كه رتبهء عصمت دارند چه رسد چنانچه على بن محمد بن جهم چون اين مضمون را بعرض حضرت امام رضا عليه التحية و الثنا رسانيد حضرت دست مبارك خود را بر جبههء نورانى خود زده فرمود «
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
، لقد نسبتم نبيا من انبياء اللَّه عليهم السلام الى التهاون بصلوته حين خرج فى اثر الطير ثم بالفاحشة ثم بالقتل » و بعد از ذكر اين حديث على بن محمد بن جهم از آن حضرت پرسيد كه پس قصهء داود و اوريا چه نوع بود ؟ حضرت فرمود كه در ايام داود هر گاه شوهر زنى فوت ميشد و يا كشته مىگرديد تزويج آن زن مباح نبود و كسى آن زن را به عقد نكاح خود درنمىآورد و اول زنى كه كشته شد و تزويج او بر داود مباح گرديد زن اوريا بود كه بعد از قتل او و انقضاى عده داود او را به عقد خود درآورد پس حضرت فرمودند كه :