خداى تعالى چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
و گمان كرد داود اينكه آزمايش كرديم ما او را بدين حكومت از آنچه گفته بود كه حق تعالى خلقى داناتر از من ايجاد نكرده و مع هذا آنچه رسم حكومت بود بجا نياورد
فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ
پس طلب آمرزش كرد از پروردگار خود در ارتكاب خلاف اولى كه آن تعجيل در قولست نه در حكم كه اگر تعجيل در حكم مينمود و ميفرمود كه رد نعجهء واحده بر مدعى كنند آن حكم باطل بود ليكن لقد ظلمك اخباريست بطريق تعجيل و نيست اين جز ارتكاب خلاف اولى
وَ خَرَّ راكِعاً
و بر روى درافتاد در حالتى كه نمازكننده بود و چون ركوع جزء نماز است پس تسميهء نماز به ركوع تسميهء كل است باسم جزء و بعضى گفتهاند كه مراد از راكعا : ساجدا است
وَ أَنابَ
و ركوع كرد بخداى تعالى .
فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ
پس آمرزيديم ما مر داود را از اين ارتكاب خلاف اولى
وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى
و بدرستى كه مر او را نزد ما هر آينه مرتبهء قربست
وَ حُسْنَ مَآبٍ
و نيكو بازگشتى كه مكان او در آخرت اعلى عليين است و اين تفسير كه مذكور شد مأخوذ از عيون اخبار الرضاست و على بن ابراهيم در حديث صحيح از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه هر گاه داود عليه السلام از نماز فارغ ميگرديد و زير او از روى كتب وحيانى كه بر انبياء سابق نازل گشته بود مدح و ثناى انبيا واحد را بعد واحد ميگفت و ذكر ميكرد فضايل و صبرى كه انبيا در بليتها و در امتحانات كرده بودند و اصلا متعرض ذكر داود نميشد زيرا كه اسم داود را در ديوان وحى نمىيافت و درين وقت داود مناجات به پروردگار خود كرد و گفت : اى پروردگار من انبياء سابق بزيور ثنا و ستايش تو محلى و مزين گرديدند و مرا بچه سبب به اين مرتبهء رفيعه فايز نگردانيدى و در سلك انبيا منسلك نساختى ؟ وحى بداود رسيد كه ثناء من بر انبياء سابق ازين جهت است كه ايشان تجرع كأس بلاهاى من نمودند و اصلا