وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ
و آيا آمد به تو اى محمد خبر خصومت دو فرشته ؟ و خصم مصدرست و مصدر را اطلاق بر جمع ميكنند و چون اقل جمع اثنين است لهذا اطلاق جمع بر دو فرشته شده
إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ
متعلق بفعلى است كه از خصم مأخوذ ميگردد به اين معنى كه آن دو فرشته خصومت كردند با هم وقتى كه بالا رفتند بر ديوار بالاخانه كه محل عبادت داود بود . مرويست كه حضرت داود روزهاى خود را قسمت كرده بود يك روز را مقرر كرده بود كه بر بنى اسرائيل حكم كند و معاملات آنها را مفروغ گرداند و روزى را به جهت عبادت خود معين كرده و در آن روز بر بالاخانه كه عبادتخانهء او بود برآمدى و حراس بر طرف آن گماشتى تا مردم را از دخول در آنجا منع كنند و آن دو ملك از راه ديوار ببالاخانه درآمدند .
إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ
وقتى كه درآمدند بر داود . ازين ترجمه معلوم شد كه كلمهء اذ در اذ دخلوا ظرف « تسوروا المحراب » است
فَفَزِعَ مِنْهُمْ
پس ترسيد داود از ايشان زيرا كه درين محل بىاجازت از راه غير متعارف آمده بودند و چون ملائكه از اطوار داود استنباط خوف و هراس كردند
قالُوا لا تَخَفْ
گفتند مر داود را كه مترس
خَصْمانِ
خبر مبتداء محذوفست اى : نحن خصمان يعنى ما دو گروهيم كه با يكديگر خصومت ميكنيم
بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ
ستم كردند بعضى از ما بر بعضى ديگر و اين بر سبيل فرض و تقدير است تا كذب ملائكه لازم نيايد يعنى بالفرض و التقدير اگر ما خصم يكديگر باشيم و از بعض ما تعدى و بغى صادر شود و رفع خصومت بسوى تو كنيم
فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ
پس حكم ميان ما براستى
وَ لا تُشْطِطْ
و جور مكن در حكم كردن ميان ما
وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ
و راه نما ما را بسوى راه راست و يكى از آن دو فرشته در مقام بيان دعوى فرضيه درآمده گفت : اى داود مفروض من اينست