ما داده مىشود ؟ پس گفتند اى پروردگار ما بده بما بطريق تعجيل نامهء اعمال ما را و چون خاطر خطير حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله ازين گفتگو و استهزاء ملول مىشد حق تعالى فرمود :
[ سوره ص ( 38 ) : آيات 17 تا 20 ]
اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ ( 17 ) إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ ( 18 ) وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ ( 19 ) وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ ( 20 )
اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ
صبر كن بر آنچه كفار ميگويند تا وقتى كه مأمور بقتال گردى
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ
يد در كلام عرب بمعنى نعمت و قوتست يعنى ياد كن اى محمد براى كفار و مشركين قريش قصهء بندهء ما داود را كه خداوند نعمت و قوت در دين بود تا آنكه معصيت در چشم ايشان بزرگ نمايد زيرا كه داود عليه السّلام با آن علو شأن و عظم مرتبه بواسطهء اندك تهاون و ترك مندوبى بچه نوع در بوتهء ابتلا و امتحان درآمد و تا استغفار و تضرع بسيار ننمود از آن خلاص نگرديد پس نظر كنيد شما كه اهل كفر و معصيتيد مستحق چه نوع عذاب و نكال خواهيد بود
إِنَّهُ أَوَّابٌ
بدرستى كه او بسيار رجوعكننده بود بمرضيات الهى . و اين دليل « ذا الأيد » است زيرا كه رجوع بمرضيات الهى كردن دلالت قوت بر دين مىكند
إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ
بدرستى كه ما مسخر كرديم كوهها را با او
يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ
در حالتى كه تسبيح ميگفتند حق تعالى را بمرافقت او بهنگام شبانگاه و بوقت تابيدن آفتاب اختيار « يسبحن » جملهء فعليه در مقام حاليت اشارت بر تجدد و تكرر تسبيح است و الا ظاهر اين بود كه درين مقام مسبحات جملهء اسميه گفته شود
وَ الطَّيْرَ
و نيز مسخر او كرديم مرغان را
مَحْشُورَةً
در حالتى كه جمع كرده شده بودند نزد او از هر جانب و تسبيح ميگفتند با او
كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ
هر يك از جبال و طيور مر داود را دايم رجوع