جائزست يا نه ؟ جمعى از عامه و اشاعره قايل بجواز آن شدهاند و به اين آيت استدلال كردهاند زيرا كه حضرت ابراهيم بمصدوقهء «
افْعَلْ ما تُؤْمَرُ
» مأمور به ذبح ولد بود و هنوز ذبح واقع نشده و وقت آن نرسيده منسوخ گرديد و محقق نقل كرده كه شيخ مفيد را نيز اين اعتقادست و صاحب معالم الاصول گفته كه جمهور اصحاب ما بر اين رفتهاند كه در نسخ حضور وقت فعل شرطست و بعد ازين گفته كه حق اين مذهب است و رد استدلال به اين آيت را چنين كردهاند كه ابراهيم مأمور به ذبح اسماعيل نبود بلكه مأمور بود بمقدمات ذبح كه خوابانيدن و كارد در دست گرفتن و به حلق ماليدنست و گاهى مقدمات چيز را مسمى به آن چيز ميسازند لهذا مقدمات ذبح را ذبح ناميد چنانچه حق سبحانه و تعالى بعد از بجا آوردن مقدمات ذبح فرموده :
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
و اگر مأمور به ذبح ميبود همهء رؤيا را راست نگردانيده بود بلكه بعض آن را كه مقدمات ذبحست راست گردانيد و اما مقدمهء فدا كه بحسب ظاهر دلالت دارد بر اينكه مأمور به ذبح بود نه بمقدمات ذبح ميتوان گفت كه چون متوقع ابراهيم عليه السّلام اين بود كه بعد از بجا آوردن مقدمات ذبح مأمور به ذبح نيز نگردد بنا بر توقع او فداى به ذبح عظيم تحقق يافت و ايضا ميتوان گفت كه چون ابراهيم بعضى از مقدمات ذبح را به عمل آورد براى بعضى ديگر حق سبحانه و تعالى فدا فرستاد و لازم نيست كه ميان فدا و آن چيزى كه به جهت آن فدا ميدهند در جميع الجهات جنسيت باشد چنانچه در حج فداى حلق رأس دم شاة است با آنكه دم شاة از جنس حلق رأس نيست و امثال اين بسيارست و چون خليل رب جليل در بوتهء امتحان بيغش و غل برآمد مستوجب ثنا گشت چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه
وَ تَرَكْنا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ
و باقى گذاشتيم بر ابراهيم ذكر جميل را در ميان اممى كه بعد از ابراهيم مىآيند و آن ذكر جميل اينست كه :
سَلامٌ عَلى إِبْراهِيمَ
سلام و تحيت باد بر ابراهيم
كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ