تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 786

مساهمون:

ص٧٨٦
مسعود و قتاده و سعيد بن جبير و مسروق و عكرمه و عطا و زهرى و سدى و امثال ايشان . و در مجمع البيان گفته كه اين قول مروى از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام است و نيز گفته كه هر دو قول را اصحاب ما از ائمهء هدى عليه السّلام روايت كرده‌اند و بعد ازين گفته كه « الا ظهر فى الروايات انه اسماعيل » و به صحت رسيده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله فرموده‌اند كه « انا ابن الذبيحين » و خلاف نيست كه آن حضرت از فرزندان اسماعيل بوده پس يكى از ذبيحين اسماعيل است و ديگرى پدر حضرت ، عبد اللَّه زيرا كه عبد المطلب نذر كرده بود كه اگر خداى تعالى حفر زمزم را بر من آسان كند يا آنكه حق تعالى ده پسر به من بدهد من يكى از پسران خود را در راه او ذبح كنم و چون عبد المطلب بمطلب خود فايز گرديد قرعهء ذبح بنام عبد اللَّه بر آمد و بفداى صد شتر چون او را واخريد . و در من لا يحضره الفقيه آورده كه شخصى از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد كه ذبيح كدام يك از فرزندان ابراهيم بودند ؟ حضرت فرمود اسماعيل زيرا كه حق تعالى بعد از ذكر قصهء اسماعيل فرموده :
وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
« 1 » و در كافى روايت كرده كه « قال ابو الحسن لو علم اللَّه عز و جل خيرا من الضأن لفدى به اسحاق » يعنى كه اگر خداى تعالى ميدانست كه بهتر از گوسفند حيوانى هست آن را فداى اسحاق ميگردانيد . ازين حديث معلوم شد كه ذبيح اسحاق است . و در من لا يحضره الفقيه روايات مختلفه را چنين جمع كرده كه در واقع ذبيح اسماعيل بود اما چون اسحاق بعد ازين مقدمه متولد شد تمناى آن نمود كه او نيز در درگاه احديت مأمور به ذبح گردد تا در اين بلا صبر نمايد و بدرجه و مرتبهء برادر خود فايز گردد و حق تعالى ما فى الضمير او را دانسته در ميان ملائكه او را ذبيح نام گذاشت بنا برين او را نيز ذبيح گفتند . بهر تقدير چون حضرت ابراهيم خبر خواب خود را باسماعيل
هامش
( 1 ) - س صافات 37 ، ى 112