كرد بطريق پنهانى بسوى بتانى كه بزعم ايشان معبودان ايشان بودند
فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ
پس گفت بر سبيل سخريه و استهزا : آيا نميخوريد شما اين اطعمهء متلونهء لذيذه را كه در اطراف شما چيدهاند ؟ و آن بتان بنا بر جماديت خود برابر كلام ابراهيم عليه السّلام چيزى نتوانستند گفت پس آن حضرت گفت
ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ
چيست شما را كه حرف نميزنيد و مرا جوابى نميگوئيد .
فَراغَ عَلَيْهِمْ
اى فضرب عليهم
ضَرْباً بِالْيَمِينِ
يعنى پس زد ابراهيم بر سر آن بتان زدنى بدست راست كه قوت و اثر آن بيشتر است و ميتواند كه يمين بمعنى قسم باشد به اين معنى كه بزد بر سر آن بتان زدنى بسبب قسمى كه خورده بود و گفته بود كه :
تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ
و چون قوم او از عيدگاه مراجعت كردند و به بتخانه درآمدند بتان و معبودان خود را سر و دست شكسته يافتند با هم گفتند كه آيا كدام كس اين عمل كرده باشد ؟ جمعى گفتند كه اين كار ابراهيم است كه هميشه در مقام نكوهش و مذمت آلههء ماست .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 94 تا 98 ]
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ( 94 ) قالَ أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ ( 95 ) وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ ما تَعْمَلُونَ ( 96 ) قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ( 97 ) فَأَرادُوا بِهِ كَيْداً فَجَعَلْناهُمُ الْأَسْفَلِينَ ( 98 )
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ
پس آن قوم متوجه شدند بسوى ابراهيم
يَزِفُّونَ
در حالتى كه در رفتن بسوى او شتاب ميكردند و آن حضرت را همراه خود به بيت الاصنام آوردند و به او گفتند كه تو بتان ما را در هم شكستهاى ؟
قالَ
گفت ابراهيم بطريق احتجاج مر آن قوم را
أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ
آيا عبادت ميكنيد شما آنچه را كه خود ميتراشيديد ؟
وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ
و خداى تعالى آفريده است شما را
وَ ما تَعْمَلُونَ
و آنچه را كه شما به عمل ميآريد و ميسازيد يعنى شما و حقيقت و اصل بتان شما كه سنگى چندست از آفريدهء