و در اوضاع و حركت ايشان
فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
پس گفت بدرستى كه من بيمارم يعنى از اوضاع فلكى چنين يافتم كه من بيمار خواهم شد
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ
پس برگشتند قوم او ازو از خوف سرايت بيمارى او بايشان
مُدْبِرِينَ
در حالتى كه روى گردان بودند ازو بواسطهء آنكه در آن وقت اكثر بيمارى ايشان طاعون بود و طاعون مرضيست مسرى و ميتواند كه معنى آيه چنين باشد كه : پس نظر كرد ابراهيم در اوضاع فلكى و بدايع خلقت آسمانى پس از روى تعجب گفت كه من به جهت شرك و عناد شما بيمار و دلتنگ و پريشان خاطر گشتم كه با وجود اينچنين صانعى و قادرى مر افلاك و انجم را عبادت غيرى ميكنيد و اين نهايت بيخردى و موجب هلاك و خسران ابديست .
و تفسيرى كه از حديث كافى مستنبط مىشود اينست كه : پس نظر كرد ابراهيم در ستارهها و از حساب حركات آن كواكب برو چنين ظاهر شد كه حضرت امام حسين عليه الصلاة و السلام ببليات شديده و بمحنتهاى قويه گرفتار خواهد شد و آن حضرت از اعداء دين شربت شهادت خواهد چشيد پس گفت من پريشان و اندوهناكم از شدايدى كه به آن حضرت خواهد رسيد و قوم ابراهيم ازين سخن پى بيمارى او بردند و از او دورى اختيار كردند .
فى اصول الكافى : فى حديث مرفوع عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام فى قول اللَّه عز و جل :
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ
. قال « حسب فرأى ما يحل بالحسين عليه السّلام فقال انى سقيم لما يحل بالحسين عليه السّلام »
و در تلو اين حديث از آن حضرت روايت كرده كه قول ابراهيم انى سقيم بطريق تقيه بود و بعد ازين فرمودند كه : و التقية من دين اللَّه و در كتاب معانى الاخبار گويد كه مرويست كه مراد از انى سقيم انى ساسقم است بمعنى : و سأميت و هر كه در مقام موتست البته سقيم است و حق تعالى پيغمبر خود را فرمود :
إِنَّكَ مَيِّتٌ
و معنيش اينست كه : انك ستموت و چون قوم ابراهيم به عيدگاه رفتند حضرت خليل الرحمن عليه السّلام خانه را از غير خالى يافت
فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ
پس ميل