آمد او نزد پروردگار خود يعنى وقتى كه تصديق به احكام پروردگار خود نمود
بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
بدلى سالم از جميع ما سوى اللَّه و وارسته از حب دنيا
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ
چون گفت مر پدر خود آزر را و قوم خود را . ميتواند كه اذ قال بدل باشد از اذ جاء و يا ظرف باشد از جاء يا از سليم بهر تقدير ابراهيم گفت ما ذا تعبدون چه چيزست كه شما آن را عبادت ميكنيد ؟
أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ
أ إفكا مفعول له تريدون است كه مقدم بر آن شده تا آنكه اول مرتبه اشعار شود بر اينكه مدار امر و اعتقاد ايشان بر افك و كذبست و «
آلِهَةً دُونَ اللَّهِ
» كه مفعول به تريدون است مقدم شده به جهت اهتمام بشأن آن و تقدير كلام چنين است كه : ا تريدون آلهة دون اللَّه افكا يعنى آيا اراده ميكنيد عبادت معبودان باطله را به غير از معبود بر حق از جهت دروغ
فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ
پس چيست گمان شما به پروردگار عالميان كه آيا او سزاوار عبادت و پرستش است يا اصنامى كه شما آنها را معبود خود تصور كردهايد ؟ و بعد ازين گفتگو چون روز ديگر عيد قوم ابراهيم عليه السّلام بود پس ايشان بابراهيم عليه السّلام گفتند كه فردا عيد ماست و بصحرا خواهيم رفت و امروز طعامهاى رنگارنگ طيار نموده در حوالى بتخانه ميگذاريم كه فردا برسم تبرك و تيمن قسمت كنيم بايد كه تو نيز فردا رفيق ما باشى و تماشاى عيد ما كنى . و روز ديگر قوم ابراهيم پيش او آمده گفتند اى ابراهيم بيا تا بصحرا برويم و چون ابراهيم نميخواست كه رفيق ايشان باشد و عادت اهل آن زمان اين بود كه به حركت انجم استخراج حوادث كونى ميكردند .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 88 تا 93 ]
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ( 88 ) فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ ( 89 ) فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ( 90 ) فَراغَ إِلى آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ( 91 ) ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ ( 92 )
فَراغَ عَلَيْهِمْ ضَرْباً بِالْيَمِينِ ( 93 )
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ
پس نظر كرد ابراهيم عليه السّلام نظر كردنى در ستارگان