أَمْ مَنْ خَلَقْنا
آيا آنهايى كه آفريدهايم ما از ملائكه و سماوات و ارضين و كواكب و شهب و ثواقب آن را و كلمهء من بواسطه تغليب عقلا بر غير عقلاست
إِنَّا خَلَقْناهُمْ
بدرستى كه آفريديم ما همه ايشان را
مِنْ طِينٍ لازِبٍ
از گل چسبنده زيرا كه آدميزاد از نطفه مخلوق شده و نطفه از غذا و غذا از نباتات و نباتات از امتزاج خاك با آب كه طين لازب عبارت ازينست . بنا برين لازم نيست كه گفته شود كه مراد از خلقت مردم از طين لازب خلقت اصل ايشان آدم است . و هر گاه خلقت ايشان از اينچنين كلى ضعيف باشد پس تكبر ايشان و تكذيب انبياء و انكار امور وحيانى شايسته نيست
بَلْ عَجِبْتَ
كلمهء بل درين مقام بواسطهء انتقال از مطلبى به مطلبى ديگر است نه بواسطهء اضراب و چون مطلب اول مذكور شد شروع بمطلبى ديگر كرده فرمود تعجب كردى اى محمد كه با وجود دلايل قدرت كاملهء الهى بر اعادهء خلق چرا كفار مكه انكار آن ميكنند
وَ يَسْخَرُونَ
و حال آنكه ايشان از تعجب تو استهزا و سخريه ميكنند . در جوامع الجامع گويد قراءت حضرت امير المؤمنين عليه الصلاة و السلام « بل عجبت » بضم تاء بصيغهء متكلم است به اين معنى كه خداى تعالى ميفرمايد كه كثرت آيات و عظم مخلوقات من به حدى رسيده كه من كه پروردگار عالميانم عظيم ميدانم كه مشركين انكار بعثت كنند
وَ إِذا ذُكِّرُوا
و چون پند داده شوند به احكام قرآن
لا يَذْكُرُونَ
پندپذير نشوند
وَ إِذا رَأَوْا آيَةً
و هر گاه ببينند معجزهاى از معجزات الهى را كه دلالت بر صدق قول تو كند چون شق قمر و غير آن
يَسْتَسْخِرُونَ
مبالغه در استهزا كنند .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 15 تا 19 ]
وَ قالُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِينٌ ( 15 ) أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ( 16 ) أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ ( 17 ) قُلْ نَعَمْ وَ أَنْتُمْ داخِرُونَ ( 18 ) فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ فَإِذا هُمْ يَنْظُرُونَ ( 19 )