و قيل از آن نيز بوقوع ميآمده أما كمتر
لا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلى
كلام مستأنف است در بيان حال شياطين بعد از ذكر حفظ آسمان از قرب آنها يعنى نميتوانند كه شياطين گوش فرا دارند بسوى گروهى از ملائكه كه بلندتراند از روى مرتبه و منزلت تا كلام آنها را بشنوند
وَ يُقْذَفُونَ مِنْ كُلِّ جانِبٍ
و انداخته ميشوند يعنى ملائكه بر ايشان افكنند شهب را از هر طرفى كه خواهند بواسطهء استماع اسرار غيبى نزديك به آسمان گردند
دُحُوراً
اى للدحور يعنى بواسطهء راندن ايشان از طرف آسمان . بنا برين دحو را مفعول له يقذفون است و ميتواند كه مفعول مطلق فعل مقدر باشد به اين تقدير كه : يدحرون دحورا يعنى ميرانند اين شياطين را از آسمان راندنى و وجه حذف يدحرون دلالت يقذفون است بر آن لهذا گفتهاند كه دحورا مفعول مطلق يقذفون است بجهة قرب معنوى كه ميان قذف و دحور متحقق است
وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ
و مر شياطين راست در آخرت عذابى ثابت و دايم
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ
استثناء متصل است از لا يسمعون يعنى شياطين نتوانند شنيد كلام فرشتگان را مگر آن شيطانى كه ربوده باشند كلام ملائكه را ربودنى بسرعت تام و بدزدى
فَأَتْبَعَهُ
پس درين صورت از پى درآيد آن شيطان را
شِهابٌ ثاقِبٌ
ستارهاى درخشنده مانند آتش تا آن را بسوزاند . هر چند شيطان تخمير از آتش يافته ليكن چون ناريت شهاب اقوى از ناريت آنست لهذا در آن تأثير مىكند و آن را محترق ميسازد .
[ سوره الصافات ( 37 ) : آيات 11 تا 14 ]
فَاسْتَفْتِهِمْ أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ ( 11 ) بَلْ عَجِبْتَ وَ يَسْخَرُونَ ( 12 ) وَ إِذا ذُكِّرُوا لا يَذْكُرُونَ ( 13 ) وَ إِذا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ( 14 )
فَاسْتَفْتِهِمْ
پس بپرس اى محمد از مشركين مكه يا از بنى آدم
أَ هُمْ أَشَدُّ خَلْقاً
آيا ايشان سختترند از روى خلقت ؟ يعنى بپرس كه آنها قوىترند و تواناتر