تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
به آن چيزى كه بودند در دنيا كه كسب آن ميكردند و آن را بجا مىآورند از شرك و تكذيب يعنى دهنهاى ايشان را كه موضع تكلم است مهر نهيم تا دعوى دروغ نكنند و ساير اعضاى ايشان را كه شأن آنها تنطق نبود ناطق سازيم تا گواهى دهند باعمالى كه كرده‌اند « فى اصول الكافى عن ابى جعفر عليه السّلام : و ليست تشهد الجوارح على مؤمن انما تشهد على من حقت عليه كلمة العذاب فاما المؤمن فيعطى كتابه بيمينه »
وَ لَوْ نَشاءُ
و اگر خواهيم ما
لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ
هر آينه محو كنيم چشمهاى ايشان را در دنيا بر وجهى كه اثر چشم ايشان در صفحهء روى ايشان نباشد و ازين جهت راه حق را نتوانند يافت
فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ
پس سبقت گيرند بسوى راه . بنا برين الصراط منصوب به نزع خافض است اى : فاستبقوا الى الصراط و حاصل معنى اينست كه بسرعت طلب كنند راهى را كه بحسب عادت به آن راه ميرفتند و سرانجام مقاصد خود مىدادند ليكن چون چشم ندارند
فَأَنَّى يُبْصِرُونَ
پس چگونه ببينند آن را
وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ
و اگر خواهيم ما هر آينه مسخ كنيم صورت ايشان را در دنيا به صورت خوك و ميمون و غير آن
عَلى مَكانَتِهِمْ
بر همان جاى كه نشسته‌اند
فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا
پس استطاعت نداشته باشند رفتن از آن موضع بجاى ديگر را
وَ لا يَرْجِعُونَ
و نتوانند كه به آن موضع برگردند . در جوامع الجامع گفته كه پس قدرت نداشته باشند گريختن از عذاب را و نيز نتوانند كه رجوع بخلقت اصلى خود كنند
وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ
و هر كرا كه ما زندگانى دراز دهيم
نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ
باژگونه گردانيم او را در خلقت به اين معنى كه جوانى او را به پيرى و قوت او را بضعف و دانايى او را بخرافت مبدل گردانيم
أَ فَلا يَعْقِلُونَ
آيا درنمىيابند كه هر كه قادر برين امور باشد قادر بر بعث نيز خواهد بود ؟ آورده‌اند كه چون كفار عرب قرآن را بر اسلوبى غريب ديدند گفتند كه : محمد شاعرست . حق تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه :