در حالتى كه مژده دهندهاى به نعيم بهشت و بيمكننده به عذاب دوزخ
وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ
و نبودند هيچ يك از امم سابقه
إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ
مگر آنكه گذشته در ميان آن امم بيمكنندهاى و در اين امت نيز چنين است و مراد از نذير اعم از نبى و وصى نبى است چنانچه در كافى از حضرت ابى جعفر ثانى عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت فرمود : حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله نمرد مگر آنكه او را وصى و خليفهء بيمكننده بود . و بعد ازين فرمودند : اگر كسى بگويد كه بعد از آن حضرت بيمكننده نبود پس بتحقيق ضايع گذاشته خواهد بود رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله مردمى را كه در پشت پدران خودند از امت او سايلى گفت : آيا كافى نيست ايشان را قرآن ؟ امام عليه السّلام فرمود قرآن كافيست اما به شرطى كه مفسرى براى قرآن باشد . سائل گفت پيغمبر تفسير قرآن نكرد و معانى آن را ظاهر ننمود ؟ امام فرمود آرى تفسير كرد اما براى يك شخص و حقايق قرآن را بيك شخص تعليم داد و بيان كرد براى امت خود مرتبهء عالى آن شخص را و آن شخص على بن ابى طالب است . پس معلوم شد كه بعد از پيغمبر نذير امت او على بن ابى طالب عليه السّلام است و بعد ازو ائمهء معصوميناند كه وحى در خانهء ايشان نازل گشته سلام اللَّه عليهم اجمعين .
پس به جهت تسليهء جناب رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله ميفرمايد كه :
وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ
و اگر تكذيب كنند تو را اى محمد معاندان قريش
فَقَدْ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
پس بتحقيق تكذيب كردند پيغمبران خود را آنان كه پيش از قريش بودند
جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ
آمده بود بديشان پيغمبران فرستاده بر ايشان بمعجزهاى ظاهر و هويدا كه دلالت داشته بر نبوت و رسالت آنها
وَ بِالزُّبُرِ
و بكتابهاى آسمانى مانند صحف ابراهيم
وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ
و بكتاب واضح المعانى مثل تورات و انجيل . در مجمع البيان گفته كه زبور و كتاب هر دو بمعنى مكتوبست ليكن زبور نوشتن بطريق كندن است و كتاب نوشتن بقلم ازينجا معلوم مىشود كه بعضى از كتب الهى را در جايى كندهاند و بعضى را نوشته اللَّه اعلم بحقايق الامور
ثُمَّ أَخَذْتُ