تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
خود در آورد و با او زفاف نمود و جهت عروسى او وليمه ترتيب داد كه به جهت عروسى هيچيك از زنان خود ترتيب نداده بود . بعد از آن زينب به حضرت ميگفت كه من ناز ميكنم بر تو بسه چيز كه نميرسد هيچيك از زنان تو را كه به آن سه چيز بر تو نازل كنند يكى آنكه جد من و جد تو يكيست كه عبد المطلب باشد ديگر آنكه خداى تعالى مرا به تو نكاح كرد ديگر آنكه سفير و وكيل نكاح من جبرئيل عليه السّلام بود در عيون اخبار الرضا روايت كرده كه « ان اللَّه ما تولى تزويج احد من خلقه الا تزويج حوا من آدم و زينب من رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و فاطمة من على عليه السّلام
ما كانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ
نيست بر پيغمبر هيچ گناهى و وزرى
فِيما فَرَضَ اللَّهُ لَهُ
در آنچه حكم كرده و حلال نموده خداى تعالى براى پيغمبر مانند نكاح پسر خوانده و اين عدم حرج مخصوص نيست بلكه
سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا
سنت نهاد خداى تعالى سنت نهادنى در آن كسانى كه گذشته‌اند از پيغمبران
مِنْ قَبْلُ
پيش از محمد صلوات اللَّه عليه و آله و آن نفى حرج است ازيشان در آنچه مباح كرده بود براى ايشان از مناكحات و غير آن چنانچه داود صد زن داشت و سليمان سيصد زن و هفتصد سريه
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً
و هست حكم خداى تعالى حكمى گذارده شده و نافذ

[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيات 39 تا 40 ]

الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً ( 39 ) ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ( 40 ) پس حق تعالى در مقام توصيف و ثناء انبياء گذشته آمده فرمود كه :
الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ
يعنى آن انبيا كه گذشتند آن جماعتىاند كه ميرسانند
رِسالاتِ اللَّهِ
پيغامهاى خداى تعالى را
وَ يَخْشَوْنَهُ
و ميترسيدند او را
وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً
و نميترسيدند هيچكس را در آنچه متعلق به تبليغ است
إِلَّا اللَّهَ
مگر خداى تعالى را
وَ