كه بطريق وحى عالم به آن شدهاى آشكار كنى چنانچه ما اظهار خواهيم كرد . مراد از خشيت در هر دو موضع بمعنى حياست نه خشيت حقيقى كه بمعنى تقوى است زيرا كه تقواى حضرت در درجه اعلى بود
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً
پس آن هنگام كه بگزارد زيد بن حارثه و رفع كرد از زن خود زينب حاجتى را كه داشت و او را طلاق داد وعدهء او بسر آمد
زَوَّجْناكَها
تزويج نموديم ما تو را به او و او را به تو داديم و قرائت اهل بيت عليهم السلام زوجتكهاست و در جوامع الجامع گفته كه
« قال الصادق عليه السّلام : ما قرأتها على ابى الا كذلك الى ان قال و ما قرء على على النبى صلى اللَّه عليه و آله الا كذلك »
يعنى تزويج كردم من بدون واسطه تو را به او . و لفظ متكلم وحده ادل است از متكلم مع الغير بر تعظيم پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله و اهتمام خداى تعالى در تزويج آن حضرت زينب را
لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ
تا آنكه نباشد بر مؤمنين مشقتى و گناهى
فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ
در نكاح كردن زنان پسرخواندههاى ايشان
إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً
وقتى كه بردارند آن پسرخواندهها از زنان خود حاجت را و طلاق دهند . ادعيا جمع دعى است و دعى پسر خوانده را گويند و عربان ادعيا را نازل منزلهء ابنا ميدانستند در جميع احكام و مطلقات آنها را بنكاح درنمىآوردند پس حق تعالى به تزويج زينب براى رسول مختار نسخ سنت جاهليت نمود
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
و هست فرمان خداى تعالى بجا آورده شده مثل تزويج پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله زينب را . بنا برين
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ
جمله خبريه است و ميتواند كه جمله خبريه بمعنى امر باشد يعنى بايد كه بندگان امر خداى تعالى را امتثال كنند . مخفى نيست كه آيت مذكوره دلالت مىكند بر آنكه جايز است پيغمبر را كه بسبب شرم داشتن از مردم اظهار نكند خبرى را كه مرغوب و محبوب اوست در باب نكاح و بر جواز نكاح زن پسرخوانده زيرا كه احكام واقعه بر پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله مشتركست ميان آن حضرت و جميع مؤمنين الا ما اخرجه الدليل و بعد از نزول اين آيت پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله زينب را به عقد نكاح