مىفرمايد
وَ أَلْقَيْتُ عَلَيْكَ مَحَبَّةً مِنِّي
و افكنديم بر تو اى موسى دوستى خلايق را كه كاين و ثابت است از جانب من ، به اين معنى كه بذر محبت تو را در مزارع دلها كاشتيم تا هر كه تو را بيند دوست دارد چنان كه قبطيهء موكل مادر موسى ، و فرعون بمحض ديدن موسى دوست او شدند ، و محتمل است كه « منى » متعلق به « القيت » باشد به اين تقدير كه « و القيت منى عليك محبة » يعنى افكندم از خود بر تو محبت را و من تو را دوست داشتم و يقين حاصل است كه هر كه خداى تعالى او را دوست داشته باشد ، همهء خلايق او را دوست خواهند داشت و فى الحقيقة هر دو وجه بيك معنى برميگردد ، حاصل كلام آنكه القاء محبت در تو كردم تا خلايق تو را دوست دارند
وَ لِتُصْنَعَ
و تا تربيت يافته شوى
عَلى عَيْنِي
بر وفق ارادت من ، بنا بر اين « و لتصنع » معطوف است بر علتى مقدر ، و محتملست كه تقدير كلام چنين باشد كه : « و فعلنا ذلك لتصنع على عينى » .
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ
متعلق بما قبل خود است كه آن «
وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي
» باشد يعنى تربيت تو بر وفق اراده و حفظ من وقتى بود كه خواهر تو نزد آسيه زن فرعون رفت
فَتَقُولُ
پس گفت به او كه
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ
آيا دلالت كنم شما را بر كسى كه تربيت كند اين طفل را و آن را شير دهد ، چون او ميل به خوردن شير زنى كه شما مىآريد نميكند ؟ پس خواهر موسى مادر موسى را بواسطهء رضاع موسى نزد آسيه حاضر گردانيد و آسيه موسى را در كنار او نهاد
فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ
پس بازگردانيديم تو را بسوى مادر تو
كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها
تا روشن شود چشم مادر تو
وَ لا تَحْزَنَ
و تا اندوهناك نگردد مادر تو ، يا تا آنكه اندوهناك نگردى تو بفراق مادر خود
وَ قَتَلْتَ نَفْساً
متعلق است بقول خداى تعالى كه فرموده : «
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ
» اى : « و لقد مننا عليك اذ قتلت نفسا » يعنى منتى ديگر بر تو اين است كه : و بكشتى نفسى را ، يعنى قبطى كافرى را باستغاثهء اسرائيلى مؤمن ، و قبطيان ارادهء قصاص تو داشتند
فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ
پس نجات داديم تو را از اندوه قصاص و كشته شدن به اين قسم كه امر كرديم تو را كه از ملك