است كه ميگرداند بعضى را بر بالاى بعضى ديگر
فَتَرَى الْوَدْقَ
پس بينى باران را كه به حكم الهى
يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ
بيرون آيد از بيرون آن ابر . گويند كه قراءت حضرت امير المؤمنين عليه السلام من خلله بوده يعنى بيرون آيد از فرجههاى آن
فَإِذا أَصابَ بِهِ
پس چون برساند خداى تعالى باران را
مَنْ يَشاءُ
در اراضى و بلاد كسى كه خواهد
مِنْ عِبادِهِ
از بندگان خود
إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ
آن گاه ايشان شادمان شوند به جهت حصول ارزانى
وَ إِنْ كانُوا
بتقدير « و انه كانوا » ست تا آنكه كلمه ان مخففه از مثقله باشد و تأييد لام لمبلسين مىكند چنانچه صاحب قاموس گفته كه « و حيث وجدت كلمة ان و من بعدها لام مفتوحة فاحكم بان اصلها التشديد » يعنى و بدرستى كه شأن اينست كه ايشان بودند
مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ
پيش از آنكه فرو فرستاده شود بر ايشان باران
مِنْ قَبْلِهِ
اى من قبل ان ينزل عليهم و تكرير به جهت تأكيد است و بعضى گفتهاند كه ضمير من قبله راجع بارسال رياحست يعنى پيش از فرستادن رياح
لَمُبْلِسِينَ
هر آينه مايوس و نااميد از باران
فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّهِ
پس بنگر بسوى اثرهاى رحمت خداى تعالى كه مراد از آن رحمت باران است و مراد از آثار نباتات و اشجار و زروع
كَيْفَ يُحْيِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها
چگونه خداى تعالى به آن آثار زنده ميگرداند زمين را و طراوت و تازگى ميدهد پس از مردن و افسردن آن
إِنَّ ذلِكَ
بدرستى كه آن كسى كه قادر است بر احياى زمين بعد از موت آن
لَمُحْيِ الْمَوْتى
هر آينه زنده كنندهء مردگان است و قادرست بر آن
وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
و خداى تعالى بر همه چيز ممكن تواناست .
وَ لَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً
و به خدا قسم كه اگر بفرستيم ما بادى را كه مؤدى بهلاك باشد
فَرَأَوْهُ
پس ببينند ان اثر رحمت الهى را و اثر در ضمن آثار مذكور است و بعضى از قرا « الى اثر رحمة اللَّه » خواندهاند بنا برين احتياج بتأويل مرجع ضمير نيست يعنى پس چون ببينند نباتات را كه اثر رحمت و نشانهء بارانست
مُصْفَرًّا
زرد شده