سبقت ملكى كه حامل نامهء اعمالست خواسته و تمهيد فرش نيز از آن ملك سرميزند
لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا
متعلق است به يصدعون يعنى جدا ميشوند مؤمن و كافر از يك ديگر تا آنكه جزا دهد زياده بر استحقاق خداى تعالى آنان را كه ايمان آوردهاند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و كردند كارهاى نيكو
مِنْ فَضْلِهِ
از تفضل خود بعد از توفيه واجب كه آن ثواب ايمان و عمل صالح است مطابق آن عمل و مساوى آن به اين معنى كه حق سبحانه و تعالى با مؤمنين نيكوكار موافق فضل خود عمل مىكند نه مطابق عدل خود كه آن ثواب دادن مساوى عمل است . و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه اين توجيه عدول از ظاهر است و ظاهر آيت دلالت دارد بر اينكه ثواب دادن بازاى عمل بمحض تفضل الهى است . بنا برين ميشايد كه شخص در تمام عمر عمل نيك كند و خداى تعالى بازاى عمل ثوابى به او ندهد و اين ظاهرى است كه خداى تعالى بدين راضى نيست
إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ
بدرستى كه خداى تعالى دوست نميدارد كافران را و ايشان را با مؤمنين جمع نميكند بلكه ايشان را جدا ساخته بدوزخ فرستد . و چون حق تعالى ذكر كرد عمل صالح را و اصل عمل معرفت الهيست و معرفت بشناخت صفات كامله تحقق پذيرد لهذا بعد از ذكر عمل بيان قدرت كاملهء خود ميفرمايد كه :
وَ مِنْ آياتِهِ
و از نشانهاى قدرت كامله الهى
أَنْ يُرْسِلَ الرِّياحَ
اينست كه ميفرستد بادها را
مُبَشِّراتٍ
در حالتى كه مژدهدهندگان باشند شما را بباران به زبان حال
وَ لِيُذِيقَكُمْ
معطوفست بر مبشرات باعتبار معنى اى يرسل الرياح ليبشركم بالمطر و ليذيقكم يعنى ارسال رياح كرد تا آنكه بشارت دهند شما را بباران و تا بچشاند شما را
مِنْ رَحْمَتِهِ
از نعمت خود
وَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ
و تا آنكه بسبب بادها بروند كشتيها در دريا
بِأَمْرِهِ
بفرمان خداى تعالى
وَ لِتَبْتَغُوا
و تا بجوئيد شما در تجارت درياها
مِنْ فَضْلِهِ
از نفع و روزى او
وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
اى و لتشكروا نعمة اللَّه يعنى و تا آنكه شكر كنيد بازاى نعمت خداى تعالى
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا
و هر آينه بتحقيق