و ثنا مناسب آنست و در وقت باقى نمازها صفت نقصان خلايق و احتياجات ايشان بسبب ظلمت بيشتر ظاهر ميگردد و تسبيح و تنزيه خداى تعالى از آن صفات مناسب آنست و بنا برين تفسير « و عشيا » معطوفست بر «
فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
و تقدير كلام چنين است كه : و له الحمد عشيا و احتمال دارد كه معطوف باشد بقول او تعالى :
حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
چنانچه صريح كلام على بن ابراهيم است و درين وقت
وَ لَهُ الْحَمْدُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
جملهء معترضه است از براى بيان استحقاق حق سبحانه و تعالى حمد و ثنا را بجميع صفات كمال بعد از بيان استحقاق او تسبيح و تنزيه را از صفات نقصان . و برين تقدير حمد بمعنى ظاهر خود باشد نه بمعنى نماز . و وجه آنكه در ذكر وقت عشى تغيير اسلوب نموده لفظ فعل اختيار نكرد چنان كه در باقى اوقات اختيار كرده بود آنست كه فعلى از اسم مذكور بمعنى اينوقت متعارف نيست در لغت چنانچه از كتب لغت مستفاد ميگردد بنا برين « و عشيا را « مقدم بر «
وَ حِينَ تُظْهِرُونَ
» آورد تا رعايت فواصل كلام بوقوع پيوسته باشد . معلوم باشد كه ارادهء صلوات خمس از اين آيه از كتب احاديث منتزع ميگردد چنانچه در كتاب من لا يحضره الفقيه از امام مجتبى مزكى حسن بن على عليه السّلام روايت كرده كه جمعى از يهود به خدمت حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله آمده داناترين ايشان سؤال كرد كه « لاى شىء فرض هذه الصلوات الخمس فى خمسة مواقيت على امتك فى ساعات الليل و النهار ؟ » حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله بعد از آنكه بيان علت فرض صلوات خمس نمود فرمود كه
« و هى الصلوات التي امرنى ربى بها فى قوله :
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
» .
در كتاب ثواب الاعمال از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام روايت است كه هر كه در صبح و شب سه مرتبه «
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ
» را تا حين تظهرون بخواند فوت نگردد ازو خير آن روز و شب و شر آن روز و شب به او نرسد
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ
بيرون آورد حق سبحانه و تعالى زنده را از مرده مانند بيرون آوردن انسان از نطفه
وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ
و بيرون