غالب شدند روم را اهل فارس در زمين شامات و حوالى ان و هم يعنى و فارس من بعد غلبهم الروم سيغلبون يعنى يغلبهم المسلمون » بنا بر معنى كه حضرت فرموده بحسب ظاهر غلبت و سيغلبون هر دو مجهولند و ترجمهء « و هم » يعنى فارس من بعد غلبهم الروم تا آخر چنين است كه و فارسيان از بعد غالب شدن ايشان روميان را زود باشد كه مغلوب گردند فارسيان اما نه از دست روميان بلكه از دست مسلمانان ، ابو عبيدهء حذاء گويد كه بعد ازين حديث گفتم كه حق سبحانه و تعالى وعدهء مغلوبيت فارسيان را در بضع سنين قرار داده و سالهاى بسيار زياده از بضع سنين در زمان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و در زمان امارت ابو بكر گذشت كه مسلمانان بر فارسيان غالب نگشتند و در زمان امارت عمر اين معنى بظهور پيوست و اينمعنى با بضع سنين چه نوع درست مىآيد ؟
و حقيقت اين سخن چنين است كه نزول اين آيت بعد از مراسلهء حضرت رسالتپناه صلّى اللَّه عليه و آله بقيصر و كسرى واقع شده و آن در سال ششم هجرت بود و فتح بلاد فارس و غلبه مسلمانان چنانچه گذشت در زمان امارت عمر كه سال چهاردهم و پانزدهم است صورت يافته پس ما بين زياده از هشت سال گذشته و ما بين سه تا نه كه عدد بضع است پنج سال بيش نيست « 1 » . و بعد از كلام ابو عبيده حضرت فرمود كه ما بار اول به تو گفتيم كه آنچه ما مىگوييم تأويل اين آيت است و هر آيت را تأويلى مىباشد و تفسيرى و قرآن هم ناسخ دارد و هم منسوخ آيا نميشوى قول خداى تعالى را كه فرموده
لِلَّهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ
يعنى مر خداى تعالى راست اينكه مقدم كند امر را قبل از بضع سنين و مؤخر گرداند امر را بعد از بضع سنين تا آنكه قضاء حتمى تعلق گيرد و در اينجا تأخير امر بعد از بضع سنين شده و اينمعنى را بدا گويند كه آن نوعى از نسخ است چنانچه از اين حديث ظاهر مىشود . پوشيده نماند كه اينمعنى بنا بر آنست كه بضع سنين از سه تا نه باشد و معانى ديگر دارد كه كلام ابو عبيده بنا بر آن وارد نيست چنانچه در صدر كلام در ترجمهء آيت مذكور شد و ميتواند كه امام عليه السّلام بنا بر فهميدهء ابو عبيده جواب داده باشد و محتمل
هامش
( 1 ) - كذا ، !