رويم و بجايى برويم كه ما را در آنجا معيشتى نباشد ؟ حق تعالى اين آيت را نازل گردانيد وَ هُوَ السَّمِيعُ و اوست شنوا مر قول شما را الْعَلِيمُ دانا به نيات شما . و بعد از اين حق تعالى ذكر اعاجيب اقوال و اعمال مشركين مىكند و ميفرمايد : وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ و اگر سؤال كنى تو اين مشركان را كه مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كيست كه آفريد آسمان و زمين را وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ و مسخر ساخت آفتاب و ماه را لَيَقُولُنَّ اللَّهُ هر آينه مشركان گويند بنا بر فطرت اسلام كه به آن زائيده شدهاند كه خداى تعالى خالق و مسخر آنها است نه غير او فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ پس چون برگردانيده ميشوند از توحيد ؟ يعنى هر گاه اين مشركان دانند كه خالق آسمان و زمين و كارفرما خداى تعالى است پس چرا روى از حق برميتابند و غيرى را شريك حق تعالى ميگردانند . اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ خداى تعالى فراخ مىكند روزى را براى هر كه خواهد مِنْ عِبادِهِ از بندگان خود وَ يَقْدِرُ لَهُ و تنگ ميسازد روزى را براى هر كه خواهد ميتواند كه ضمير له راجع شود به « من يشاء » سابق كه حق سبحانه و تعالى وسعت روزى آنها را خواسته تا اشارت باشد بر اينكه شخصى واحد مختلف مىشود گاهى فراخ روزيست و وقتى تنگروزى و ميتواند كه راجع به من يشاء شود باعتبار عموم و ابهامى كه در آنست و مراد غير آنها باشد كه حق تعالى خواهش وسعت روزى آنها كرده إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ بدرستى كه خداى تعالى به همه چيز داناست و ميداند كه كدام كس را مصلحت وسعت رزق است و كدام كس را ضيق رزق بلكه ميداند كه مصلحت يك شخص در دو وقت فراخى و تنگى است وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً و اگر بپرسى تو از اهل شرك كيست كه فرو فرستاده از ابر آب باران را فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ پس زنده كرده و تازه ساخته بسبب آن آب باران زمين را مِنْ بَعْدِ مَوْتِها از پس مردگى و افسردگى آن
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 532
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٥٣٢