تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ
و چون رسيد موسى بغايت قوت كه آن سن سى سالگيست
وَ اسْتَوى
و راست و محكم شد عقل او يعنى بسن چهل سالگى رسيد
آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
داديم او را نبوت و معرفت شرايع و احكام . و در حديث صادق عليه السّلام است چنانچه در كتاب معانى الاخبار مذكورست كه مراد از « اشدّ » پنجاه سالگى است و از « استوى » ريش درآوردن و ملتحى شدن و بعضى گفته‌اند كه مراد از «
آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً
» اينست كه ما او را هم علم حكما داديم و هم علم علما و حكم را بنبوت حمل نكرده‌اند و اينمعنى اوفق بنظم قرآنست زيرا كه نبوت موسى بعد از هجرت اوست از مصر
وَ كَذلِكَ
و مانند آنچه بموسى لطف و احسان كرديم
نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
جزا ميدهيم نيكوكاران را . در كتاب كمال الدين و تمام النعمه مذكور است كه در ميان قوم بنى - اسرائيل شيخى بود عالم پس آن قوم شبى از شبها كه نور ماه بر عالم تابان بود به خدمت آن شيخ رفتند و گفتند تا كى ما بمحنت فرعون و قبطيان مبتلا خواهيم بود ؟ آن شيخ گفت تا وقتى كه جوانى از فرزندان لاوى بن يعقوب كه اسم او موسى بن عمرانست مبعوث گردد كه بعد از بعثت او شما در راحت خواهيد افتاد . درين اثنا حضرت موسى پيش ايشان آمد و سوار استرى بود پس شيخ سر برداشت و موسى را بصفات او بشناخت و ازو نام او نام پدر او طلب كرد موسى گفت من موسى بن عمرانم پس شيخ به خدمت موسى شتافت و بوسه بدست مبارك او داد و ساير قوم بپاى موسى افتادند و موسى را شناختند و مدتى مديد موسى در ميان ايشان بود و اراده سفر از آن شهر كرد و چون موسى از شهرى كه فرعون در آنجا بود بيرون آمد و آن ،