قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ
گفت سركشى از قبيلهء جن
أَنَا آتِيكَ بِهِ
من بيارم آن را نزد تو
قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ
پيش از آنكه برخيزى تو از مجلس حكومت خود و سليمان تا نصف النهار بمجلس حكومت قرار ميگرفت
وَ إِنِّي عَلَيْهِ
و بدرستى كه من بر حمل و حفظ آن
لَقَوِيٌّ أَمِينٌ
هر آينه توانا و با امانتم . سليمان فرمود كه زودتر ازين ميخواهم .
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
گفت آن كسى كه نزد او بود دانشى از كتب منزلهء الهى كه در آن اسم اعظم مندرج بود و آن كس اسم اعظم را ميدانست . و در احاديث اهل بيت عليهم السلام متكثر الورود است كه آن كس آصف بن برخيا بوده چنانچه در كتاب منهج الدعوات روايت كرده و در دعاى علوى مصرى كه
« الهى و اسئلك باسمك الذى دعاك به آصف بن برخيا على عرش ملكة سبا »
و در عيون اخبار الرضا از حضرت امام موسى عليه السّلام در ضمن حديث طولانى روايت كرده است كه
« انى ادعو اللَّه عز و جل باسمه العظيم الذى دعا به آصف »
و گويند كه آصف بن برخيا وزير سليمان و خواهرزاده او بوده . آصف بسليمان گفت
أَنَا آتِيكَ بِهِ
من بيارم آن تخت را نزد تو
قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
پيش از آنكه بازگردد بسوى تو چشم تو يعنى پيش از چشم برهم زدنى آن را حاضر گردانم و چنانچه گفته بود ببركت اسم اعظم بطريق طى ارض آن را حاضر ساخت چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست . در مجمع البيان از محمد بن مسعود عياشى نقل كرده كه يحيى بن اكثم قاضى از موسى پسر امام محمد تقى عليه السّلام مسألهاى چند سؤال كرد از جملهء آن اين بود كه آيا سليمان محتاج بعلم آصف بن برخيا بوده يا نه ؟ موسى بن محمد التقى عليه السّلام نزد برادر بزرگوار خود امام على النقى عليه السّلام آمده عرض اين مسئله كرد و از آن حضرت جواب خواست حضرت فرمود
« اكتب يا اخى :
بسم اللَّه الرحمن الرحيم سئلت عن قول اللَّه تعالى فى كتابه
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ
فهو آصف بن برخيا و لم يعجز سليمان عن معرفة ما عرف آصف لكنه صلوات اللَّه عليه