فرمودند كه
« ان سليمان بن داود قال علمنا منطق الطير و اوتينا من كل شىء و قد و اللَّه علمنا منطق الطير و علم كل شىء »
يعنى سليمان داود گفته آموخته شدهايم ما نطق مرغان را و داده شدهايم ما بعض از هر چيزى را و بتحقيق به خدا قسم كه ما ائمه معصومين آموخته شدهايم نطق و اصوات مرغان را و دانش هر چيزى را . و اينحديث منافى حديث سابق است مگر آنكه گفته شود كه حضرت در حديث ثانى موافق قراءت مشهور حرف زده . كاتب الحروف گويد كه ظاهرا « ليس فيها من » در حديث اول « ليس فينا من » بوده كه مصحفين فينا را فيها خواندهاند و بنا برين معنى چنين است كه نيست در حق ما كلمهء من كه افادهء تبعيض كند جز اين نيست كه اين آيت در حق ما « و اوتينا كل شيء » است بدون كلمه من و درين صورت مفاد حديث اول و ثانى كيست و غبار منافات مرتفع است و بعضى از عرفاء معاصرين در تفسير اصفى آن روايت را چنين نقل كرده كه « ليس فى الاية من و انما هى و اوتينا كل شيء » بنا برين اين توجيه متصور نيست . ظاهرا در نسخهء عارف معاصر فيها بوده چنانچه شايعست و او در نقل حديث بيان مرجع ضمير كرده باشد و لفظ حديث را بعينه نقل نكرده باشد چنانچه عادت اوست درين تفسير كه تغيير و تبديل لفظ حديث ميدهد او در بصاير الدرجات از سليمان بن جعفر جعفرى كه از اولاد جعفر بن ابى طالب بود نقل كرده كه روزى با حضرت امام رضا عليه السّلام در ميان چادر ديوارى بوديم كه درين اثنا عصفورى در غايت اضطراب فريادكنان نزد حضرت آمد حضرت به من گفت كه اى سليمان فهميدى كه اين عصفور چه ميگويد ؟ گفتم خدا و رسول و فرزند رسول خدا بهتر ميدانند . فرمود ميگويد كه مرا درين نزديكى آشيانه هست و چند بچه دارم و مارى ارادهء خوردن آنها كرده بايد كه تو با اين عصا در آنجا به روى و ان مار را بكشى پس بفرمودهء حضرت بدانجا رفتم و آن مار را كشتم و درين باب احاديث بسيار نقل كرده
إِنَّ هذا
بدرستى كه اين اعطاء ملك و نبوت
لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِينُ
هر آينه آن فضليست ظاهر و هويدا . فى تفسير على بن ابراهيم
« قال الصادق عليه السّلام اعطى سليمان بن