جواد عليه السّلام درين وارث سن پدر بزرگوار خود در امامت باشد اصلا بعدى ندارد . در بصاير الدرجات از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« ان داود ورث سليمان و انا ورثنا محمدا »
در كتاب احتجاج از عبد اللَّه بن حسن و او از آباء خود عليهم السلام روايت كرده
« لما اجمع ابو بكر على منع فاطمة فدك و بلغها ذلك جاءت اليه و قالت له : يا ابن ابى قحافة أ في كتاب اللَّه ان ترث اباك و لا ارث ابى ؟ لقد جئت شيئا فريا افعلى عمد تركتم كتاب اللَّه و نبذتموه وراء ظهوركم اذ يقول
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
»
يعنى چون قرارداد ابو بكر منع كردن حضرت فاطمه عليهما السلام از تصرف در فدك و آن حضرت اينمعنى را شنيد آمد نزد ابو بكر و به او گفت كه : اى پسر ابى قحافه آيا در كتاب خداى تعالى آيتى هست كه تو از پدر خود ميراث ببرى و من ميراث نبرم و محروم باشم ؟ هر آينه بتحقيق آمدى تو بامرى دروغ آيا دانسته شما ترك كتاب خداى تعالى كرديد و انداختيد آن را به پس پشت خود چون حق تعالى فرمود «
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
»
وَ قالَ
و گفت سليمان چون بر وسادهء نبوت مستقر شد
يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ
اى مردمان آموخته شدهايم ما فهم اصوات مرغان را اطلاق نطق بر اصوات طير بطريق مجاز است زيرا كه نطق را بر غير كلام آدمى اطلاق بطريق حقيقت نميتوان كرد و بعضى گفتهاند كه نطق را حقيقة بر كلام آدمى و غير آدمى اطلاق ميتوان كرد زيرا كه هر ذى حياتى كه بيان ما فى الضمير خود كند آن را ناطق و متكلم ميگويند و على بن عيسى اربلى گفته كه تكلم طير با سليمان مانند آدميان بود بطريق معجزه
وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
و داده شدهايم ما از هر چيزى كه بانبيا و ملوك داده مىشود . در بصاير الدرجات از بعض اصحاب صادق عليه السّلام نقل كرده كه شخصى آيت «
عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ وَ أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ
» را نزد آن حضرت تلاوت كرد حضرت فرمود
« ليس فيها من انما هى و اوتينا كل شىء »
يعنى نيست درين آيت كلمهء من تبعيضى بلكه آيت چنين نازل شده كه و اوتينا كل شىء بدون كلمه من تبعيضى و بعد از اين از فيض بن مختار نقل كرده كه من شنيدم كه حضرت صادق عليه السّلام