قرآن تا آنكه به بينند عذاب دردناك را
فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً
پس بيايد آن عذاب بديشان ناگاه
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و حال آنكه ايشان ندانند و شعور نداشته باشند بوقت آمدن آن عذاب
فَيَقُولُوا
پس گويند با ايشان از روى حسرت و ندامت كه
هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ
آيا ما هستيم مهلت داده شدگان و ما را مهلتى درين عذاب ميدهند ؟ و چون اين كافران بعد از استماع توعيد به عذاب استهزاء ميكردند و استعجال نزول آن مىنمودند حقتعالى فرمود كه :
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 204 تا 207 ]
أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ ( 204 ) أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ( 205 ) ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ( 206 ) ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ ( 207 )
أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ
آيا ايشان به عذاب ما استعجال مينمودند و مع هذا در وقت حلول عذاب طلب مهلت ميكنند
أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ
يا ديدى كه اگر برخوردارى دهم ايشان را و نعمت و وسعت را نصيب ايشان گردانم در سالهاى بسيار
ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ
پس بيايد بديشان آنچه بودند كه بدان وعده داده ميشدند به آن يعنى به عذاب
ما أَغْنى عَنْهُمْ
دفع نكند از ايشان آن عذاب را
ما كانُوا يُمَتَّعُونَ
آنچه بودند كه بدان برخوردارى يافته بودند يعنى نعم دنيوى و مستلذات جسمانى مانع عذاب ايشان نشود . در كتاب كافى از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالتپناه صلى اللَّه عليه و آله را در رؤياى صادقه نمودند كه بنى اميه بر بالاى منبر آن حضرت بعد ازو برمىآيند و مردم را گمراه ميگردانند پس صبح كرد آن حضرت در حالتى كه حزين و غمگين بودند درين اثنا طاوس ملائكه جبرئيل نازل گرديده گفت :
اى رسول خدا بچه وجه تو را حزين و غمگين مىبينم ؟ حضرت فرمود كه شب گذشته اين چنين خوابى ديدم . جبرئيل قسم ياد كرد . كه تا حال مرا اطلاعى بر اين حاصل نشده پس عروج كرد به آسمان و باندك زمانى باز نزول نمود و آيت
أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ
را تا آخر با خود آورد تا آنكه اين آيت مونس حضرت باشد و بعد از اين سورهء مباركهء انا انزلناه را نازل گردانيد و امام عليه السّلام در تفسير «
لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
» فرمود
«