احاديث نيز وارد شده ، اما بمعنى اول : على بن ابراهيم از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت در معنى «
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها
» فرمودند كه :
« اما تسمع الرجل يقول : وردت ماء بنى فلان ؟ فهو له الورود و لم يدخله »
يعنى آيا نشنيدهاى كه شخصى ميگويد : وارد شدم در آب بنى فلان و حال آنكه داخل آب نشده . پس « وارد » مشتق از « ورود » بمعنى وصول و اشراف خواهد بود نه بمعنى دخول . و اما بمعنى ثانى : در مجمع - البيان از ابى سميه نقل كرده كه او گفت ما اختلاف كرديم در ميان خود در معنى ورود ، بعضى گفتند كه مؤمنين داخل دوزخ نميشوند و برخى گفتند كه : اهل ايمان و اهل كفر همه داخل خواهند شد ، اما حق سبحانه و تعالى اهل تقوى را از آلام آن آتش نجات خواهد داد . پس ابو سميه گفت : بعد ازين گفتگو بجابر بن عبد اللَّه انصارى رسيديم و از حقيقت اينسخن از او سؤال كرديم و او اشارت بگوشهاى خود كرده گفت : هر دو گوش من كر باد اگر از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نشنيده باشم كه « ورود » درين آيه بمعنى « دخول » است و هيچ نيكوكار و بدكار نميماند مگر آنكه داخل دوزخ گردند ليكن دوزخ بر مؤمنين بر دو سلام باشد چنانچه بر ابراهيم خليل تا آنكه آتش جهنم يا جهنم بنا بر اختلاف راوى فرياد كند از كثرت برودت خود . و از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله مرويست كه در روز قيامت آتش جهنم بمؤمن گويد كه : بگذر اى مؤمن از من كه نور تو حرارت و اشتعال مرا فرو نشانيد . و در حديث ديگر وارد شده كه چون اهل بهشت داخل بهشت شوند بعضى از بهشتيان ببعضى ديگر گويند كه حق تعالى وعده داده بود كه ما را داخل آتش دوزخ گرداند و ما خود داخل نشديم . و آن ديگر در جواب گويد كه بتحقيق شما داخل شديد در حالتى كه آن آتش خاموش گشته بود و ازين جهت شما خبردار نشديد . و على بن ابراهيم با وجود آنكه قبل از اين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « ورود » بمعنى « وصول و اشراف » است نه « دخول » : گفته كه : « و
فى حديث آخر قال : هى منسوخة بقوله :
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ
» « 1 »
و بناء اين حديث بر آنست كه « ورود » بمعنى
هامش
( 1 ) - س انبياء 21 ى 101