تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
هر مدبرى ميداند كه مرتبهء حقيقت و كنه خالق ارض و سما از آن بلندتر است كه بسلّم عقل تو ان بمدارج آن رسيد و بمقياس فهم توان آن را سنجيد
تو كه در علم خود زبون باشى * عارف كردگار چون باشى
از اينجا توان دانست كه رسول ايشان مجنون است يا فرعون كه معبود باطل ايشانست و فرعون از ايراد دليل عاجز آمده بطريق غضب .
قالَ
گفت بموسى
لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي
اگر فراگيرى معبودى بجز من
لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ
هر آينه بگردانم تو را از جملهء زندان كرده‌شدگان .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 30 تا 34 ]

قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ( 30 ) قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 31 ) فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ ( 32 ) وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ ( 33 ) قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ ( 34 )
قالَ
گفت موسى
أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ
اى أ تفعل ذلك و لو جئتك بشيء مبين يعنى آيا ميكنى اين كار را اگر چه بيارم براى تو معجزهء ظاهر كه دلالت كند بر صدق دعوى من
قالَ
گفت فرعون
فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ
پس بياور آن معجزه ظاهر را اگر باشى تو از راستگويان . تذكير ضمير « به » باعتبار رجوع آنست بلفظ شيء كه مراد از آن معجزه است
فَأَلْقى عَصاهُ
پس بينداخت موسى عصاى خود را
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
پس ناگاه گرديد آن عصا اژدهاى ظاهر كه اصلا شكى در آن نبود
وَ نَزَعَ يَدَهُ
و چون فرعون از موسى معجزهء ديگر طلبيد بيرون آورد موسى دست خود را از گريبان خود يا از آستين خود
فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ
پس ناگاه گرديد آن دست سفيد و درخشنده
لِلنَّاظِرِينَ
براى نظركنندگان . على بن ابراهيم آورده كه چون عصاى موسى ثعبان گرديد اهل مجلس همه گريختند و رعب و خوف عظيم بر فرعون كارگر شد و بموسى گفت كه قسم مىدهم تو را بخداى تعالى كه اين ثعبان را بگيرى پس موسى
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 365 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي