تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
مگر آنكه ميكشند به حق كه آن موجبات قتلست مثل رده و قتل ناحق
وَ لا يَزْنُونَ
و زنا نميكنند ازينجا معلوم مىشود كه اصل معاصى اين سه گناهست اول شرك بعد از آن قتل ناحق و زنا .
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ
و هر كه بجا بياورد اين كباير ثلاثه را
يَلْقَ أَثاماً
برسد بعقوبت و جزاى فعل بد خود . على بن ابراهيم گفته كه اثام نام واديى از واديهاى دوزخ است كه آن وادى از مس گداخته است و آن مكان آن جماعتى است كه مرتكب آن سه گناه شده باشند و آن رسيدن بعقوبت اين است كه
يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ
دوچندان كرده شود مر او را عذاب روز قيامت
وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً
مخلد و جاويد باشد در آن عذاب در حالتى كه خوار و بيمقدار باشد
إِلَّا مَنْ تابَ
مگر آن كس كه توبه كند از گناه خود
وَ آمَنَ
و ايمان آرد به خدا و برسول او
وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً
و بكند كارى نيكو . ازينجا بحسب ظاهر ميتوان فهميد كه كسى كه كبيره كند ايمان ازو مسلوب ميگردد و الا ذكر « و آمن » وجهى ندارد مگر آنكه گفته شود كه مراد ازو آمن ثبات و دوام بر ايمانست
فَأُوْلئِكَ
پس آن گروه
يُبَدِّلُ اللَّهُ
بدل كند خداى تعالى
سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ
بديهاى ايشان را بخوبىها . در كتاب عيون اخبار - الرضا از حضرت رسالت‌پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه « اذا كان يوم القيمة تجلى اللَّه عز و جل لعبده المؤمن فيقفه على ذنوبه ذنبا ذنبا ثم يغفر له لا يطلع اللَّه على ذلك ملكا مقربا و لا نبيا مرسلا و يستر عليه ما يكره ان يقف عليه احد ثم يقول لسيئاته كونى حسنات » يعنى هر گاه روز قيامت ظاهر شود تجلى مىكند خداى تعالى بر بندهء مؤمن خود پس واقف ميگرداند او را بر يك يك گناهان او پس مىآمرزد او را حالكونى كه مطلع نميسازد بر آن گناهان فرشتهء مقرب را و نه پيغمبر مرسل را و مىپوشاند براى آن بندهء مؤمن آن چيزى را كه مكروه ميدارد او كه احدى بر آن مطلع گردد پس حق تعالى خطاب بگناهان او كند و گويد كونى حسنات . و به اين مضمون احاديث بسيار وارد شده و از حديث اسحاق قمى كه در كتاب علل الشرائع از حضرت امام