لهذا تعبير از آن اطاعت بجزا واقع شد بنا برين كلمهء « الا » در «
إِلَّا مَنْ شاءَ
» استثناء متصلست و مىتواند استثناء منفصل و بمعنى لكن باشد به اين معنى كه من از شما مزدى بواسطهء تبليغ رسالت نمىخواهم ليكن هر كس خواهد كه بسبب كردار نيك راهى بخداى خود پيدا كند پس بايد كه آن اعمال را بجا بياورد .
وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
و توكل كن اى محمد در دفع شر اعداء از خود بر زندهاى كه هرگز نميرد زيرا كه توكل بر زندهء فناپذير باعث آن مىشود كه بعد از فناء او كار متوكل و حال او ابتر و ضايع گردد
وَ سَبِّحْ
و به پاكى ياد كن خداى تعالى را از جميع صفات نقص
بِحَمْدِهِ
حالكونى كه متلبس باشى بثناء الهى و ستايش زبانى
وَ كَفى بِهِ
و بس است خداى تعالى .
بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً
بگناهان بندگان خود دانا زيرا كه او جزاء كردار ايشان خواهد داد و تو را از ايمان و كفر ايشان مؤاخذه نخواهد كرد
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
آن قادرى كه آفريد آسمانها و زمين را و آنچه در ميان آنهاست از اركان و مواليد در مقدار شش روز
ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ
پس مستولى شد تدبير او بر نظام عالم
الرَّحْمنُ
يعنى آن خالق سماوات و ارض خداى بخشنده است بنا برين الذى مبتداست و الرحمن خبر آن
فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً
اى : « فاسأل عنه عالما » يعنى سؤال كن از آنچه مذكور شد عالمى را بنا برين ضمير « عنه » راجع بما سبق است بتأويل مذكور يعنى سؤال كن از خلق و استوا و از رحمن بودن خداى تعالى دانايى را تا او تو را بر حقيقت آنها خبر دهد و ميتواند كه مراد از آن دانا خداى تعالى باشد يا جبرئيل يا انبياء ما تقدم بنا بر آنكه مراد از سؤال سؤال در عالم ارواح باشد چنانچه حق تعالى فرموده «
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا »
و بعضى گفتهاند كه ضمير به راجع برحمن مىشود يعنى پس سؤال كن از خداى بخشنده كسى را كه عالم و خبير باشد بر معانى كتب سماوى و بر حقايق صحف وحيانى تا او شهادت دهد بر اينكه