وَ لَوْ شِئْنا لَبَعَثْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً
و اگر ميخواستيم ما هر آينه ميفرستاديم بعد از تو در هر شهرى پيغمبر بيمكنندهاى اما ما به جهت تعظيم شأن تو اى محمد نبوت را بر تو ختم كرديم و تو را مبعوث بر كافهء خلايق ساختيم تا روز قيامت
فَلا تُطِعِ الْكافِرِينَ
پس اطاعت مكن تو كافران را يعنى مداهنه در كار ايشان منما
وَ جاهِدْهُمْ
و جهاد كن با ايشان
بِهِ
به ترك اطاعت كفار
جِهاداً كَبِيراً
جهاد كردنى بزرگ
وَ هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ
و اوست آن قادرى كه ملاصق گردانيد دو دريا را بدون آنكه بهم آميخته گردند
هذا عَذْبٌ فُراتٌ
اين يكى آبيست شيرين و خوشمزه
وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ
و اين ديگر آبى شور و تلخ
وَ جَعَلَ بَيْنَهُما بَرْزَخاً
و گردانيد ميان اين دو دريا مانعى
وَ حِجْراً مَحْجُوراً
و حرامى حرام كرده شده ازين كه تغيير دهد يكى از آن دواب طعم ديگر را . در كتاب كافى از حسنين عليهما السلام روايت كرده كه حق تعالى ولايت ما ائمهء معصومين را عرض بر درياها و آبها كرد پس هر آبى كه قبول ولايت ما كرد عذب فرات گرديد و هر آب كه انكار ولايت ما نمود حق سبحانه و تعالى آن را تلخ و شور گردانيد .
وَ هُوَ الَّذِي
و اوست آن قادرى كه
خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً
آفريد بقدرت كاملهء خود از نطفه مادر و پدر آدمى را
فَجَعَلَهُ
پس گردانيد آن بشر را
نَسَباً وَ صِهْراً
خداوند نسب و دامادى يعنى بشر را دو قسم ساخت يكى مذكر كه نسب به آن تحقق مىپذيرد چنانچه گويند فلان بن فلان و ديگرى مؤنث كه