مهيا ساختنى هر چيزى را براى خصايص و افعالى كه از آن اراده كرده مانند آنكه آماده كرده هيئت انسانى را از براى تعقل و ادراك . على بن ابراهيم از يونس بن عبد الرحمن نقل كرده كه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمود كه ميدانى كه تقدير چه معنى دارد ؟ گفتم نه فرمود كه تقدير وضع حدودست يعنى تعيين آجال و ارزاق و بقا و فنا . و بعد از نفى شريك از خود خبر از حال مشركين ميدهد كه : وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ و فرا گرفتند اين مشركان از غير خداى به حق و معبود مطلق آلِهَةً خدايان و معبودانى كه لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً نمىآفرينند چيزى را وَ هُمْ يُخْلَقُونَ و آنها آفريده شدهاند و خداى به حق بذات خود موجود است و كسى او را نيافريده و خداى تعالى ميبايد كه اينچنين باشد نه آن چنان وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ و مالك نمىشوند و قادر نيستند براى نفسهاى خود ضَرًّا وَ لا نَفْعاً اى دفع الضر و لا جلب النفع يعنى دفع كردن ضررا و نه كشيدن نفع را وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً اى و لا يقدرون على اماتة احد و لا احيائه يعنى و قادر نيستند كه بميرانند كسى را و زنده كنند كسى را يعنى از عدم بوجود آورند ابتداء وَ لا نُشُوراً و نه قادرند برانگيختن احدى يعنى توانا نيستند كه بعد از طريان عدم بر موجودى ثانيا آن را وجود دهند بلكه دفع ضرر و جلب نفع و اماته و احيا و بعث عمه وابسته بقدرت شاملهء كاملهء معبود بر حقست
[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 4 تا 6 ]
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذا إِلاَّ إِفْكٌ افْتَراهُ وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جاؤُ ظُلْماً وَ زُوراً ( 4 ) وَ قالُوا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِيَ تُمْلى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ( 5 ) قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 6 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا و گفتند آنانى كه نگرويدند به خدا و برسول إِنْ هَذا اى ما هذا يعنى نيست اين فرقان إِلَّا إِفْكٌ مگر دروغى كه افْتَراهُ ساخته است آن را محمد از پيش خود وَ أَعانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ و اعانت كرده او را برين افك و دروغ جمعى ديگر