تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي لا يَرْجُونَ نِكاحاً
قواعد جمع قاعده است و قاعده در لغت زنى را گويند كه يائسه باشد يعنى نوميد شده باشد از حيض و ولادت و متقاعد شده باشد ازين كه كس رغبت كند به او و تزويج كند او را از جهت پيرى و «
مِنَ النِّساءِ اللَّاتِي
» بيان قواعدست تا كسى آن را بر معنى ديگر حمل نكند يعنى و زنان يائسه از آن زنان كه اميد ندارند كه كسى ايشان را بنكاح خود درآورد
فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ
پس نيست بر ايشان گناهى
أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ
درين كه بنهند و نپوشند وقتى كه از خانه‌هاى خود به جهت تمشيت كارها بيرون مىآيند جامه‌هاى ظاهرى خود را كه آن چادرست چنانچه در كافى از محمد بن ابى حمزه روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام در تفسير يضعن ثيابهن فرمودند كه تضع الجلباب وحده و محمد بن مسلم نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه مراد از ثياب جلبابست ليكن حلبى از آن حضرت روايت كرده كه مراد از ثياب خمار و جلبابست . خمار بمعنى مقنعه است و جلباب چادر . حلبى گويد كه از حضرت پرسيدم كه بدون مقنعه و چادر در برابر هر كه باشد ميتواند كه بيايد ؟ حضرت فرمود آرى
غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَةٍ
در حالتى كه نبوده باشند ظاهركننده زينت خود را يعنى غرض از نهادن چادر اظهار زينت و مواضع زينت نباشد بلكه مقصود ايشان از آن تخفيف باشد . و در جوامع الجامع گفته كه قرائت اهل بيت عليهم السلام ان يضعن من ثيابهن است كه كلمه من براى تبعيض باشد چه ظاهر است كه وضع جميع ثياب نميكند
وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ
و ان يستعففن مبتداست و خير لهن خبر آن به اين تقدير كه : و استعفافهن خير لهن يعنى طلب عفت و صلاح ايشان و دور نكردن چادر يا چادر و مقنعه در نظر نامحرم بهتر است مر ايشان را . پس وضع پوشش از براى قواعد از نظر نامحرم رخصت است ايشان را اما پوشيدن بهتر و به ثواب نزديكترست
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ
و خداى تعالى شنواست مكالمه ايشان را با رجال
عَلِيمٌ
داناست به مقصود ايشان از اخبار چنين معلوم مىشود كه بنا بر تكبر و تجرى كه انصار را بود با مريضان و عليلان