تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
حاضر بود بعمر گفت كه حكم اينها چنين نيست كه تو گفتى . پس او گفت آنچه بايد شما در باب اينجماعت به عمل بياريد . حضرت يكى را گردن زد و دوم را رجم فرمود و سوم را حد زد و چهارم را نصف حد زد و پنجم را تعزير فرمود و ششم را سر داد عمر و حضار مجلس همه تعجب نموده متحير شدند عمر گفت : اى ابو الحسن شش كس را در قضيهء واحده اقامت پنج نوع عقوبت كردى و يكى را سر دادى كه هيچ يك از اين حكمها مشابه به ديگرى نبود ؟ حضرت فرمود چنين است چون شخص اول ذمى بود كه زنا با زن مسلمه كرده بود و از ذمهء خود برآمده سزاى او گردن زدن بود ، ثانى چون محصن بود و با وجود احصان ارتكاب زنا كرده او را رجم فرموديم و ثالث غير محصن بود او را حد زديم و رابع عبد زانى بود او را نصف حد زديم و خامس چون وطى بشبهه كرده بود او را تعزير فرموديم و سادس كه مجنون و از عقل بهره‌اى نداشت سرش داديم
وَ لا تَأْخُذْكُمْ
و بايد كه فردا نگيرد شما را . در مجمع البيان گفته كه : الخطاب للائمة او من كان منصوبا بالامر من جهتهم بلا خلاف لانه ليس لاحد ان يقيم الحد الا الأئمة و ولاتهم .
بِهِما
بزانية و زانى
رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ
مهربانى در اقامت حدود الهى و در اجراى حد مسامحه و مساهله منمائيد . در كافى از اسحاق بن عمار نقل كرده كه من از حضرت ابو ابراهيم موسى الكاظم عليه السلام سؤال كردم كه مستحق جلد را چگونه جلد بايد زد ؟ آن حضرت فرمود : اشد الجلد . بعد ازين گفتم كه بر بالاى جامه‌اش جلد ميتوان زد ؟ فرمود : بل يجرد . و در روايت ديگرست كه : بل يخلع ثيابه
إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
اگر باشيد شما كه ايمان آورده باشيد بخداى تعالى و بروز قيامت و اين تاكيدست مر حكم مذكور را و اشارتست بر اينكه حفظ دين خداى تعالى و اقامت احكام و حدود از لوازم ايمانست
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
و بايد كه حاضر شوند عذاب ايشان را يعنى حاضر شوند مكان حد زدن ايشان را بعضى از مؤمنين به جهت زيادتى ايذا و اهانت ايشان و فى الحديث : يجمع لهما الناس اذا جلدا . و در
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 258 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي