تفكر كنيد و استدلال نماييد به آن بر وجود صانع واحد قادر دانا قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ اى تشكرون شكرا قليلا و كلمهء ما براى مبالغه در قلتست يعنى شكر ميكنيد شما شكرى بسيار كم و حواس ظاهر و باطن خود را در آنچه مؤدى بشناخت خداى تعالى است استعمال نميكنيد « فى نهج البلاغة المكرم : اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم و يتكلم بلحم و يسمع بعظم و يتنفس من حرم » و خرم بمعنى بينى است يعنى تعجب كنيد از احوال آدمى كه مىبيند بوسيلهء شحم يعنى بوسيلهء مانند شحم سفيد كه در حدقه است و سخن مىكند بوساطت پارچه گوشتى كه آن زبانست و مىشنود بسبب استخوان غضروفى گوش و نفس ميكشد از جهت بينى هذا من اعجب العجاب كما لا يخفى على ذوى الالباب . وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ و اوست آن خدايى كه بيافريد شما را و منتشر ساخت در روى زمين بتوالد و تناسل وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ و بسوى جزاى او جمع كرده خواهيد شد در صحراى قيامت بعد از تفرق شما . وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ و اوست آن قادرى كه زنده ميگرداند و ميميراند وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ و مر او راست يعنى بامر اوست نه بامر ديگرى آمد شد شب و روز يا انتقاص احدهما و ازدياد ديگرى أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا پس تعقل نميكنيد شما كه همه مكونات عالم بقدرت كاملهء ما صادر شده و از جملهء آن حشر و نشر است كه در عالم آخرت بوقوع خواهد آمد بَلْ قالُوا بلكه بدون تعقل و تدبر گفتند منكرين حشر و نشر مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ مانند آنچه گفته بودند پيشينيان ايشان از روى جهالت و ضلالت . قالُوا گفتند آن پيشينيان با كفار اين زمان بتقليد و تبعيت آنها أَ إِذا مِتْنا آيا چون بميريم ما وَ كُنَّا تُراباً و بگرديم خاك وَ عِظاماً و استخوان پوسيدهء خالى از گوشت و پوست أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ آيا ما هر آينه برانگيختهشدگان خواهيم
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٢٤٤