تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
تفكر كنيد و استدلال نماييد به آن بر وجود صانع واحد قادر دانا
قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ
اى تشكرون شكرا قليلا و كلمهء ما براى مبالغه در قلتست يعنى شكر ميكنيد شما شكرى بسيار كم و حواس ظاهر و باطن خود را در آنچه مؤدى بشناخت خداى تعالى است استعمال نميكنيد « فى نهج البلاغة المكرم : اعجبوا لهذا الانسان ينظر بشحم و يتكلم بلحم و يسمع بعظم و يتنفس من حرم » و خرم بمعنى بينى است يعنى تعجب كنيد از احوال آدمى كه مىبيند بوسيلهء شحم يعنى بوسيلهء مانند شحم سفيد كه در حدقه است و سخن مىكند بوساطت پارچه گوشتى كه آن زبانست و مىشنود بسبب استخوان غضروفى گوش و نفس ميكشد از جهت بينى هذا من اعجب العجاب كما لا يخفى على ذوى الالباب .
وَ هُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الْأَرْضِ
و اوست آن خدايى كه بيافريد شما را و منتشر ساخت در روى زمين بتوالد و تناسل
وَ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
و بسوى جزاى او جمع كرده خواهيد شد در صحراى قيامت بعد از تفرق شما .
وَ هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
و اوست آن قادرى كه زنده ميگرداند و ميميراند
وَ لَهُ اخْتِلافُ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
و مر او راست يعنى بامر اوست نه بامر ديگرى آمد شد شب و روز يا انتقاص احدهما و ازدياد ديگرى
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آيا پس تعقل نميكنيد شما كه همه مكونات عالم بقدرت كاملهء ما صادر شده و از جملهء آن حشر و نشر است كه در عالم آخرت بوقوع خواهد آمد
بَلْ قالُوا
بلكه بدون تعقل و تدبر گفتند منكرين حشر و نشر
مِثْلَ ما قالَ الْأَوَّلُونَ
مانند آنچه گفته بودند پيشينيان ايشان از روى جهالت و ضلالت .
قالُوا
گفتند آن پيشينيان با كفار اين زمان بتقليد و تبعيت آنها
أَ إِذا مِتْنا
آيا چون بميريم ما
وَ كُنَّا تُراباً
و بگرديم خاك
وَ عِظاماً
و استخوان پوسيدهء خالى از گوشت و پوست
أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ
آيا ما هر آينه برانگيخته‌شدگان خواهيم