تمتع است و احتمال دارد كه مراد از « بدن » مطلق شتران قربانى باشد عامتر از آنكه هدى حج تمتع باشند يا هدى حج قرآن يا اضحيه و برين تقدير « كلوا و اطعموا » محمول باشند بر قدر مشترك ميان وجوب و ندب . در كتاب علل الشرائع از صفوان بن يحيى ازرق روايت كرده كه من از حضرت أبو ابراهيم موسى الكاظم عليه الصلاة و السلام پرسيدم كه اگر پوست قربانى را بسلاخ بدهند دغدغه هست ؟ حضرت فرمود :
« لا بأس به انما قال اللَّه عز و جل :
فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا
، و الجلد لا يؤكل و لا يطعم
كَذلِكَ
چنانچه مقرر كرديم كه شتران را ايستاده نحر كنيد
سَخَّرْناها لَكُمْ
رام گردانيديم آنها را براى شما تا هر چه خواهيد با ايشان بكنيد از بستن پايهاى آنها و نحر نمودن و غير ذلك با وجود قوت بدنى و قدرت توانايى كه دارند و چون اين از جمله نعمتهاى عظيمه است حق تعالى فرموده :
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
تا آنكه شكر گوئيد شما خداى تعالى را بازاى اين نعمتها
لَنْ يَنالَ اللَّهَ
هرگز نرسد برضاى الهى
لُحُومُها
گوشتهاى شتران قربانى
وَ لا دِماؤُها
و نه خونهاى ايشان ازين حيثيت كه گوشت و خون است
وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
و ليكن ميرسد برضاى خداى تعالى پرهيزگارى كه از شما بوقوع آيد يعنى به مجرد ريختن خون قربانى و بخشيدن گوشت آنها رضاى خداى تعالى حاصل نشود بلكه تحصيل رضاى الهى موقوف بر تقوى و پرهيزكارى از مخالفت أوامر و نواهى و اخلاص در امتثال شرايع ربانى است و چون أصل در ريختن خون قربان لحم آنست باعتبار أكل و اطعام لهذا لحم را مقدم بر دماء آورد با آنكه واقع عكس آنست
كَذلِكَ
هم چنان چه مذكور شد
سَخَّرَها لَكُمْ
مسخر و مغلوب گردانيد آن شتران را براى شما
لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ
تا ببزرگى ياد كنيد و شكر گوييد خداى تعالى را
عَلى ما هَداكُمْ
بر راه نمودن شما باعلام دين و مناسك حج بنا بر اين كلمهء « ما » مصدرى است مدخول خود را بمصدريت فروز مىآورد پس «
عَلى ما هَداكُمْ
» بتقدير على هداكم است و تكرير « كذلك سخرنا