أحاديث در معنى قانع و معتر مختلف به نظر رسيده از بعضى أحاديث معلوم مىشود كه مراد از قانع كسى است كه قناعت كند و راضى باشد به آنچه به او بدهند و معتر كسى كه بواسطهء احسان از پيش كسى بگذرد وسايل به كف باشد چنانچه در كافى از ابو بصير روايت كرده كه من از حضرت صادق عليه السلام پرسيدم كه « ما القانع و المعتر » ؟
حضرت فرمود :
« القانع الذى يقنع بما اعطيته و المعتر الذى يمر بك فيسألك »
و در مجمع البيان گفته كه :
« و فى رواية الحلبى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : القانع الذى يسأل فيرضى بما أعطى و المعتر الذى يعترى رحلك ممن لا يسأل »
يعنى قانع كسى است كه سؤال كند پس راضى شود به آنچه به او داده شود و معتر كسى كه گذر بجاى طعام تو كند از آن جماعتى كه سؤال نكنند و روايت على بن ابراهيم نيز مفيد اين معنى است زيرا كه گفته : « القانع الذى يسأل فتعطيه و المعتر الذى يعتريك و لا يسأل » بهر تقدير شيخ على رحمه اللَّه تعالى در مصنفات خود تصريح كرده كه ظاهر آيه دلالت دارد بر اينكه قسمت گوشت نحر واجب است و نيز واجبست كه ثلثى را خود بخورد و ثلثى را بقانع بدهند و ثلثى را بمعتر اعم از آنكه قانع سائل باشد يا معتر و آنچه در آيهء سابقه فرموده كه : «
وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ
» جامع قانع و معتر است و در مجمع البيان گفته كه :
« روى عنهم عليهم السلام أنه ينبغى أن يطعم ثلثه و يعطى القانع و المعتر ثلثه و يهدى لاصدقائه الثلث الباقى »
يعنى سزاوار اينست كه از سه حصه يك حصه را بقانع و معتر بدهند و ثلث باقى را براى دوستان خود بهديه بفرستند . اين خلاف ظاهر آيهء كريمه است اللَّه تعالى أعلم ، مخفى نماند كه ظاهر صيغهء أمر كه دلالت بر وجوب أكل و اطعام دارد آن در قربانى حج تمتع است بقول أصح و أما در قربانى حج قران و قربانى غير حج كه آن را اضحيه گويند أكل و اطعام از گوشت آنها سنت است پس أولى آنست كه مراد از « بدن » شتران قربانى حج تمتع باشند بقرينهء كلام كه در بيان حج است و أفضل اقسام حج ، حج