خداى تعالى
وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
بترسد دلهاى ايشان از اشراق اشعهء جلال الهى
وَ الصَّابِرِينَ
اى و بشر المخبتين الصابرين يعنى بشارت ده مخبتينى را كه صبر كنندگانند
عَلى ما أَصابَهُمْ
بر آنچه رسيد بايشان از مشقتها در طاعت خداى تعالى
وَ الْمُقِيمِي الصَّلاةِ
و بشارت ده مخبتينى را كه بپاىدارندگان نمازند در اوقات نماز
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ
اى و بشر المخبتين الذين مما رزقناهم ينفقون يعنى و بشارت ده آن چنان مخبتينى را كه از آن چه روزى دادهايم بايشان نفقه ميكنند در وجوه خيرات و باز در بيان مقدّمات حج ميفرمايد كه :
وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ
« و البدن » منصوبست بفعلى كه « جعلنا ها » مفسر آنست و بدن جمع بدنه است يعنى و گردانيديم شتران را براى شما از جمله علامتهاى عبادت خداى تعالى
لَكُمْ فِيها خَيْرٌ
مر شما را در آن شتران نيكويى دنيا و آخرتست
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها
پس ياد كنيد نام خداى تعالى را بر سر اين شتران وقت ذبح و بگوئيد : « بسم اللَّه و اللَّه اكبر اللهم منك و لك »
صَوافَّ
حالكونى كه اين شتران نحر ايستاده و دستها و پايهاى خود را برابر يكديگر گذاشته باشند على بن ابراهيم گويد كه : مراد از ذكر خداى تعالى بر آنها در حين صف اينست كه نحر آنها وقتى بايد كرد كه ايستاده باشند
« و فى الكافى عن ابى عبد اللَّه عليه السلام : ذلك حين تصف للنحر تربط يديها ما بين الخف الى الركبة »
يعنى اين ذكر نام خداى تعالى وقتى است كه شتران صف زده باشند براى نحر حالكونى كه بسته باشند دستهاى آنها را از خف تا زانو . در مجمع البيان گفته كه : قراءت حضرت ابى جعفر الباقر عليه السلام « صوافن » بنونست و مراد از صوافن درين جا شترانىاند كه يك دست آنها را براى نحر به زانو بسته و آنها بسه پا ايستاده باشند
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها
پس چون بيفتد پهلوهاى آنها بر زمين يعنى هر گاه نحر كرده شوند
فَكُلُوا مِنْها
پس بخوريد از گوشت آنها
وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ
و بخورانيد قانع و معتر را