هتك حرمت آنها و اضافهء جمع بمعرفه كه افادهء عموم مىكند مؤيد اينمعنى است
فَهُوَ
پس آن تعظيم
خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ
بهتر است مر او را از روى ثواب نزد پروردگار او بنا بر اين « خير » اسم تفضيل است بتقدير لفظ « من » اى خير له من جهة الثواب و محتمل است كه صفت مشبهه باشد بمعنى نيكو و اين نيكوترست لفظا و معنى
وَ أُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعامُ
و حلال گردانيده شده براى شما همه چهارپايان
إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ
مگر آنچه خوانده مىشود بر شما تحريم آن چنانچه در سورهء مائده كه آخرين سوره است آمده كه
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ
« 1 » تا آخر و چون توحيد و نفى شرك از اعظم حرماتست بعد از «
وَ مَنْ يُعَظِّمْ حُرُماتِ اللَّهِ
» ميفرمايد كه :
فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ
پس دور شويد از رجس و پليدى كه آن بتهاست چنانچه اجتناب بايد كرد از نجس .
كلمهء « من » در « من الاوثان » بيانى است و بيان رجس مىكند
وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ
و اجتناب كنيد از گفتن دروغ اعم از آنكه شهادت دروغ باشد يا غير آن . تفسير أوثان به بت موافق مشهور است و در أحاديث أهل بيت عليهم السلام متكثر الورود است كه رجس از أوثان شطرنج است و قول زور غنا . و در معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه از جملهء قول زور اينست كه رجل مغنى را بگويى : أحسنت .
حُنَفاءَ لِلَّهِ
در حالتى كه ميلكننده باشيد از همه اديان باطله بدين حق از براى رضاى خداى تعالى . و فى تفسير على بن ابراهيم عن ابى عبد اللَّه عليه السّلام قوله : «
حُنَفاءَ لِلَّهِ
» اى طاهرين يعنى حالكونى كه پاككننده باشيد ظاهر خود را از أنجاس و أقذار و باطل خود را از شرك و انباز چنانچه حق تعالى ميفرمايد كه :
غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ
حالكونى كه شركآرندگان نباشيد بوى ، بنا برين تفسير «
حُنَفاءَ لِلَّهِ
» و
غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ
» دو حال مترادفند از «
وَ اجْتَنِبُوا
» و چون كسى كه شرك آرد بخداى تعالى از أوج عزت ايمان بحضيض ذلت كفر ميرسد لهذا حق تعالى ميفرمايد كه :
وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ
و كسى
هامش
( 1 ) - س 5 ، ى 4