مرتفع ساختند كه تا او در آنجا برآمده نظر بابراهيم كند كه چه نوع پيكر مبارك او در آتش سوخته مىشود و چون احدى را ياران آن نبود كه بحوالى آتشگاه قدم گذارده چنانچه هر گاه مرغان هوا به سمت آن آتشگاه مىپريدند ، پر بالشان سوخته در آتش بريان مىشدند ، در اين وقت ابليس به صورت شخصى نزد نمروديان آمده تعليم ساختن منجنيق بايشان كرد و ايشان بعد از ساختن منجنيق ابراهيم را در آنجا گذاشته در ميان آتش انداختند و در آن وقت ابراهيم اين دعا را ميخواند كه :
« يا اللَّه يا واحد يا احد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد نجنى برحمتك »
و در روضهء كافى از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه در آن هنگام ابراهيم عليه السّلام اين دعا مىخواند كه :
« يا احد يا احد يا صمد يا صمد يا من لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد »
و بعد از اين گفت :
« توكلت على اللَّه »
و در كتاب احتجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله فرموده كه چون ابراهيم را در آتش افكندند گفت :
« اللهم انى اسألك به حق محمد و آل محمد لما انجيتنى منها . فجعلها اللَّه عليه بردا و سلاما »
چنانچه حق تعالى فرموده كه :
قُلْنا
گفتيم ما
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
اى : ذات برد و سلام على ابراهيم . يعنى اى آتش باش خداوند برودت و سلامت بر ابراهيم . در حديث وارد شده كه چون خداى تعالى «
كُونِي بَرْداً
» گفت چنان آتش بر ابراهيم سرد شد كه دندانهاى او از شدت سرما بر يكديگر مىخورد چون آتش «
سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
» را شنيد هيچگونه آزارى بابراهيم نرسانيد نه از جهت حرارت و نه از جهت برودت ، و مروى است كه چون ابراهيم را در آتش انداختند جبرئيل امين نزد خليل ملك جليل آمده گفت :
« يا ابراهيم هل لك الى حاجة ؟ »
ابراهيم در جواب جبرئيل عليه السّلام گفت :
« اما اليك فلا ، و اما الى رب العالمين فنعم »
و از اين است كه حق تعالى او را خليل خود ناميد يعنى محتاج بخداى تعالى و منقطع بسوى او از ما سوى ، پس جبرئيل انگشترى بابراهيم