تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
قالُوا
گفتند
فَأْتُوا بِهِ
پس بياريد او را
عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ
در حالتى كه همه كس او را مىديده باشند
لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ
تا آنكه آن مردم شهادت دهند كه او است كه اصنام ما را ببدى ياد مىكرد و اين كار از او صادر شده پس ابراهيم را حاضر ساختند .
قالُوا
گفتند به او
أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ
آيا تو كرده‌اى اين را كه مشاهده مىكنيم بمعبودان ما اى ابراهيم ؟
قالَ
گفت ابراهيم من نكرده‌ام
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا
بلكه كرده است اين عمل را بزرگ ايشان كه اين صنم است و تبر در گردن آن تيريست بر نشانه
فَسْئَلُوهُمْ
پس بپرسيد از اين بتان كه كدام كس شما را پاره پاره كرده
إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ
اگر باشند ايشان كه سخن گويند ، اين شرط متعلق است بقول او «
بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا
» و تقدير كلام چنين است كه « بل فعله كبيرهم هذا ان كانوا ينطقون فاسئلوهم » بنا بر اين « فاسئلوهم » جملهء معترضه است كه در ميان درآمده و چون تعليق كلام به شرطى شده كه آن ممكن الوقوع نيست پس دروغ گفتن معصوم لازم نيايد چنانچه حضرت صادق عليه السّلام فرموده كه : « و اللَّه ما فعله كبيرهم و ما كذب ابراهيم » شخصى گفت با حضرت : اين چون مىشود ؟ فرمود : « انما قال : فعله كبيرهم هذا ان نطق و ان لم ينطق فلم يفعل كبيرهم هذا شيئا » اين حديث در تفسير على بن ابراهيم مذكور است و مطابق اين در كتاب معانى الاخبار از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه « ان كانوا ينطقون فكبيرهم فعل و ان لم ينطقوا فلم يفعل كبيرهم شيئا فما نطقوا و ما كذب ابراهيم » و حاصل كلام اين است كه ابراهيم گفت : اين عمل از من سر نزده بلكه از بزرگ اين بتان ناشى شده اگر همهء