الرحمن عليه السّلام تبرى برداشته رو ببتخانهء آنها آورد و چون داخل بتخانه گرديد . فَجَعَلَهُمْ پس گردانيد آن بتان را به زخم تبر جُذاذاً پاره پاره إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ مگر بزرگ آن اصنام را كه آن را نشكست ، بنا بر اين ضمير « لهم » راجع باصنام است و مىتواند كه راجع بقوم باشد به اين معنى كه مگر بت بزرگ كه مر آن قوم راست ، و آن را نشكست و تبر خود را بر گردن آن نهاد لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ تا آنكه قوم بسوى آن بت بزرگ برگردند و از آن استفسار كنند كه شكنندهء بتان كدام شخص است زيرا كه حق معبودين اين است كه عابدين آنها در وقت سنوح امور مشكله رجوع به آنها كنند و روى توجه به طرف آنها آورند ، و مىتوانند كه ضمير « اليه » راجع بابراهيم باشد به اين معنى كه تا آنكه آن قوم روى بسوى ابراهيم كنند و او بحجت و برهان بطلان آن آلهه را خاطرنشان آن قوم كند ، و محتمل است كه مرجع ضمير « اليه » خداى تعالى باشد يعنى چون آن قوم را محقق شود عجز آن اصنام لاعلاج بازگردند بسوى خداى تعالى و اقرار بوحدانيت او نمايند و چون آن قوم بعد از فراغ از تماشاى عيدگاه آخر روز ببتخانه آمدند و بتان خود را شكسته ديدند ، قالُوا گفتند بر وجه تعجب مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا كدام كس كرده اين عمل را بمعبودان ما ؟ إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ بدرستى كه آن كس هر آينه از ستمكاران است بر معبودان ما يا بر خود زيرا كه نفس خود را بدين عمل به هلاكت انداخته . قالُوا گفتند جمعى از ايشان سَمِعْنا فَتًى شنيديم از جوانى كه يَذْكُرُهُمْ ذكر مىكرد اصنام ما را ببدى يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ گفته مىشود و ناميده مىشود مر آن جوان را ابراهيم ، پس چون اصنام ما را ببدى ياد مىكرد شايد كه اين كار نيز از او بوقوع آمده باشد .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 125
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص١٢٥
قالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ ( 61 ) قالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هذا بِآلِهَتِنا يا إِبْراهِيمُ ( 62 ) قالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ( 63 ) فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ ( 64 ) ثُمَّ نُكِسُوا عَلى رُؤُسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هؤُلاءِ يَنْطِقُونَ ( 65 )