از پيش خود سخن گويم
وَ لا يَسْمَعُ الصُّمُّ
و نميشوند آنان كه از استماع حق خود را كر كردهاند
الدُّعاءَ
آيات قرآن و ذكر حق را ، ظاهر مقام تقاضاى ايراد ضمير ميكرد به اين روش كه « و لا يسمعون الدعاء » پس اتيان لفظ « صم » بجاى ضمير اشارت است بر اينكه ايشان مانند كران از آيات قرآن و حقايق فرقان انتفاع نميبرند
إِذا ما يُنْذَرُونَ
متعلق است بقول خداى تعالى «
وَ لا يَسْمَعُ
» يعنى نميشنوند كران دعا را چون ترسانيده شوند به آن دعا .
وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ
و اگر برسد بكافران اندك بويى ، يعنى اندك چيزى از عذاب پروردگار تو كه به آن انذار كرده ميشوند
لَيَقُولُنَّ
هر آينه گويند
يا وَيْلَنا
اى واى بر ما
إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ
بدرستى كه بوديم ما ستمكنندگان ، بر نفس خود به اختيار كفر و شرك .
وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ
و وضع كنيم و نصب نمائيم ترازوهاى عدل و راستى را ، و چون « قسط » مصدر است صفت « موازين » جمع مىتواند شد و حمل قسط بر موازين بطريق مبالغه و تأكيد است
لِيَوْمِ الْقِيامَةِ
براى جزاى روز قيامت و مىتواند كه تقدير چنين باشد كه « لاهل يوم القيامة » و محتمل است كه كلمهء « لام » بمعنى فى باشد اى « و نضع الموازين القسط فى يوم القيامة » و چون ظاهر است كه نصب موازين براى قيامت نميكنند لهذا محتاج به اين تأويلات است و در اصول كافى و معانى الاخبار و توحيد ابن بابويه از حضرت صادق عليه السّلام مروى است كه :
« الموازين هم الانبياء و الاوصياء عليهم السلام »
بنا بر قول اكثر كه ميزان در قيامت يكى است جمع موازين تأييد اين حديث مىكند و تحقيق ميزان بقسط اوفى در سورهء مباركهء اعراف « 1 » گذشت
فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ
پس ستمديده نشود هيچ نفسى
شَيْئاً
در هيچ عملى
وَ إِنْ كانَ
و اگر باشد آن عمل
مِثْقالَ حَبَّةٍ
هموزن دانهاى
مِنْ خَرْدَلٍ
از خردل ، كه كوچكترين تخمها است
هامش
( 1 ) - س 7 ، ى 8 - 9