تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
قالَ
گفت پيغمبر
رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ
پروردگار من ميداند گفتن هر گوينده را . و بعضى « قل ربى يعلم القول » خوانده‌اند ، يعنى بگو اى محمد مر اين منكرين را كه پروردگار من ميداند گفتن هر گوينده را
فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
حالكونى كه كاين و ثابت باشد آن قول در آسمان و زمين ، خواه جهرا گويند و خواه سرا
وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
و او است شنوا مر گفتار كفار را و دانا بر اسرار و ضماير ايشان
بَلْ قالُوا
بلكه ايشان اعراض كردند از سحر گفتن قرآن و گفتند كه
أَضْغاثُ أَحْلامٍ
اى « هو اضغاث احلام » يعنى قرآن سخنان پراكنده و پريشانست مانند خوابهاى شوريده كه آن را اصلى نباشد پس ازين نيز اعراض كرده گفتند
بَلِ افْتَراهُ
بلكه او پيش خود اين را گفته ، و به خدا نسبت داده بسبيل افترا ، و ازين نيز اضراب كرده گفتند
بَلْ هُوَ شاعِرٌ
بلكه او شاعر است و معنى خيالى چند كه حقيقت ندارد بتلفظ در مى آورد ، و بعد ازين از روى عناد گفتند كه اگر چنين كه ما مىگوييم نباشد
فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ
پس بايد كه بياورد براى ما معجزه‌اى
كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ
آن چنان معجزه كه فرستاده شده بودند به آن پيغمبران پيشين مانند ناقهء صالح و احياء موتى و يد بيضا ؛ حق تعالى ميفرمايد كه :
ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ
ايمان نياوردند بمعجزاتى كه اقتراح آن كرده بودند پيش از مشركين مكه
مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها
هيچ از اهل شهرى كه هلاك گردانيديم آنها را بواسطهء تكذيب آنها به آن معجزات
أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ
آيا پس اين مشركين مكه ايمان آورند اگر آن آيتها را كه ايشان طلب ميكنند بايشان بنمائيم ؟ اين استفهام انكاريست به اين معنى كه ايشان به جهت فرط عناد ايمان به آن معجزات مقترحه نخواهند آورد و بعد از اين در جواب ايشان كه ميگفتند
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
ميفرمايد :
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 105 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي