تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
آنكه ايشان از فرط عناد بازى كنند ، و استهزا نمايند به آن و متابعت آن نكنند .
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
در حالى كه مشغول است دلهاى ايشان به چيزى ديگر كه آن مستلذات و مشتهيات دنياى فانى است ، بنا بر اين ترجمه
وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
و
لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ
هر دو حال‌اند از ضمير جمع « استمعوه » و حاصل كلام آنكه نيامد بديشان قرآن مگر براى آنكه ايشان آيات آن را بشوند و متابعت كنند ، شنيدند ايشان در حالتى كه جامع بودند ميان استهزا و تلهى و ذهول از تفكر در آن ، و مىتواند كه
« وَ هُمْ يَلْعَبُونَ »
حال از واو « استمعوه » باشد و « لاهية » حال از واو « يلعبون »
وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى
و مبالغه كردند در پوشيدن راز خود
الَّذِينَ ظَلَمُوا
آنان كه ستم كردند بر خود به اختيار شرك و معصيت ، بنا برين
« الَّذِينَ ظَلَمُوا »
فاعل « اسروا » است و صحت اين بنا بر لغت كسانيست كه با وجود فاعل ظاهر ضمير جمع بر فعل لاحق مىگردانند مثل « اكلونى البراغيث » و محتملست كه
« الَّذِينَ ظَلَمُوا »
بدل از واو « اسروا » باشد به اين معنى كه پوشيده داشتند آنها يعنى آنانى كه ظلم كردند ، و مىتواند كه « الذين ظلموا » خبر مبتداء محذوف باشد اى « و هم الذين ظلموا » يعنى آنان كه مبالغه كردند در اخفاء راز جماعتىاند كه ستم بر خود كردند
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
بدل از « نجوى » است يعنى نجوى و راز آنها اين بود كه با يكديگر مىگفتند كه نيست محمد مگر آدمىاى مانند شما و هيچ مزيتى بر شما ندارد و آنچه از دست او ظاهر مىشود همه سحر است
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ
آيا پس ميآييد شما بجادويى . يعنى آيا پس شما قبول ميكنيد اين سحر را و تبعيت او خواهيد كرد ؟
وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
و حال آنكه شما مىدانيد كه آن سحر است .

[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 4 تا 6 ]

قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 4 ) بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ ( 5 ) ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ ( 6 )