آنكه ايشان از فرط عناد بازى كنند ، و استهزا نمايند به آن و متابعت آن نكنند . لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ در حالى كه مشغول است دلهاى ايشان به چيزى ديگر كه آن مستلذات و مشتهيات دنياى فانى است ، بنا بر اين ترجمه وَ هُمْ يَلْعَبُونَ و لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ هر دو حالاند از ضمير جمع « استمعوه » و حاصل كلام آنكه نيامد بديشان قرآن مگر براى آنكه ايشان آيات آن را بشوند و متابعت كنند ، شنيدند ايشان در حالتى كه جامع بودند ميان استهزا و تلهى و ذهول از تفكر در آن ، و مىتواند كه « وَ هُمْ يَلْعَبُونَ » حال از واو « استمعوه » باشد و « لاهية » حال از واو « يلعبون » وَ أَسَرُّوا النَّجْوَى و مبالغه كردند در پوشيدن راز خود الَّذِينَ ظَلَمُوا آنان كه ستم كردند بر خود به اختيار شرك و معصيت ، بنا برين « الَّذِينَ ظَلَمُوا » فاعل « اسروا » است و صحت اين بنا بر لغت كسانيست كه با وجود فاعل ظاهر ضمير جمع بر فعل لاحق مىگردانند مثل « اكلونى البراغيث » و محتملست كه « الَّذِينَ ظَلَمُوا » بدل از واو « اسروا » باشد به اين معنى كه پوشيده داشتند آنها يعنى آنانى كه ظلم كردند ، و مىتواند كه « الذين ظلموا » خبر مبتداء محذوف باشد اى « و هم الذين ظلموا » يعنى آنان كه مبالغه كردند در اخفاء راز جماعتىاند كه ستم بر خود كردند هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ بدل از « نجوى » است يعنى نجوى و راز آنها اين بود كه با يكديگر مىگفتند كه نيست محمد مگر آدمىاى مانند شما و هيچ مزيتى بر شما ندارد و آنچه از دست او ظاهر مىشود همه سحر است أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ آيا پس ميآييد شما بجادويى . يعنى آيا پس شما قبول ميكنيد اين سحر را و تبعيت او خواهيد كرد ؟ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ و حال آنكه شما مىدانيد كه آن سحر است .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 104
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص١٠٤
قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 4 ) بَلْ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ بَلِ افْتَراهُ بَلْ هُوَ شاعِرٌ فَلْيَأْتِنا بِآيَةٍ كَما أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ ( 5 ) ما آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَ فَهُمْ يُؤْمِنُونَ ( 6 )