و نبودم اخذ كننده و فرا گيرنده گمراه كنندگان از شياطين انس و جن را مددكار خود ، مفهوم مخالف اين آيات دلالت دارد بر اينكه غير مضلّين صلاحيّت شرطيّت و سببيّت ايجاد عالم دارند و تأييد اينمعنى مىكند آنچه در آيهء « 1 » «
وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ
» مذكور شد در تفسير عياشى از محمد بن مروان روايت كرده كه من به حضرت صادق عليه السّلام گفتم : قربانت شوم حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله اين سخن را گفته كه :
« اللهم أعزّ الاسلام بأبى جهل بن هشام او بعمر بن الخطّاب »
حضرت صادق عليه السّلام فرمودند كه : اى محمد به خدا قسم كه حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله اين سخن را گفتند و محمد بن مروان گفته كه : اين سخن بر من سخت تر بود از گردن زدن من پس حضرت امام عليه السّلام رو به من كرده فرمود كه : هيچ ميدانى كه در وقتى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله اين سخن را گفتند از آسمان چه چيز بر آن حضرت نازل گرديد گفتم : قربانت شوم تو داناترى برين امر مخفى فرمود : حضرت وقتى كه در خانهء ارقم بودند اين سخن را به زبان مبارك جارى ساختند پس در آن اثنا اين آيه نازل گرديد كه «
وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً
» ظاهرا چون بعضى از عربان جاهل را اعتقاد اين بود كه باسلام اين دو كس اسلام قوت مىيابد پس حضرت رسالت پناه صلّى اللَّه عليه و آله دانسته ايندعا را كردند تا آيتى از جانب اللَّه درين باب نازل گردد و بر همكنان حال آن دو كس ظاهر شود فخر رازى در تفسير كبير گفته كه :
« و قرأ علىّ رضى اللَّه عنه : متخذ المضلّين بالتنوين على الاصل »
وَ يَوْمَ يَقُولُ
و ياد كن روزى را كه گويد خداى تعالى مر مشركين را بطريق توبيخ و تبكيت كه
نادُوا
بخوانيد به جهت دفع عذاب از خود
شُرَكائِيَ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ
اى زعمتم انهم شركائى ، يعنى شريكان مرا آن چنان شريكانى كه گمان كرديد شما كه آنها شريكان مناند
فَدَعَوْهُمْ
پس بخوانند مشركان آن شريكان را
فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ
پس اجابت نكنند آن شريكان مر اين مشركان را و جواب ندهند
هامش
( 1 ) سورهء اسراء ، آيهء 111 .