ان يفقهوه » يعنى از اينكه بفهمند قرآن را و ميتواند كه « يفقهوه » بتقدير « لئلا يفقهوه » باشد و محتمل است كه بتقدير « كراهة أن يفقهوه » باشد ليكن اول اولى است اگر چه ضمير « أن يفقهوه » راجع بآياتست اما چون مراد از آن آيات قرآن مجيد و فرقان حميد است لهذا ضمير راجع به آن را مفرد مذكر آورد
وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
و نهاديم بر گوشهاى آنها گرانى را نتوانند شنيد آيات قرآن را يعنى گوئيا از فرط عناد و انكار ايشان در عدم استماع آيات قرآن پردهها نهاديم ما بر دلهاى ايشان و گماشتيم گرانى بر گوشهاى ايشان چنانچه در آيهء « 1 » «
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
» در اوايل سورهء بقره ذكر كرديم
وَ إِنْ تَدْعُهُمْ
و اگر بخوانى تو اى محمد ايشان را
إِلَى الْهُدى
بسوى راه راست كه ايمان و قرآنست
فَلَنْ يَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً
پس راه نيابند ايشان هرگز در آن هنگام كه پردهها بر دلهاى ايشان و ثقل و گرانى بر گوشهاى ايشان نهاديم .
وَ رَبُّكَ الْغَفُورُ
و پروردگار تو بسيار مغفرت است
ذُو الرَّحْمَةِ
خداوند رحمت و بخشش است بنا برين در عذاب ايشان تعجيل نميكند
لَوْ يُؤاخِذُهُمْ بِما كَسَبُوا
اگر بگيرد خداى تعالى اين كافران را در دنيا بجرم آنچه كسب كردهاند از كفر و معاصى
لَعَجَّلَ لَهُمُ الْعَذابَ
هر آينه تعجيل ميكرد مر ايشان را به عذاب استيصال ليكن درين تعجيل نميكند
بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ
بلكه مر عذاب ايشان را وقتى است معلوم كه آن روز قيامت است و چون آن در رسد «
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
»
لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا
هرگز نيايد بجز از خداى تعالى نجات دهنده و پناهى .
وَ تِلْكَ الْقُرى
اى و تلك اصحاب القرى ، يعنى ايشانند اهل آن قريهها يعنى عاد و ثمود و قوم لوط كه
أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا
هلاك كرديم آنها را در وقتى كه ستم كردند برخورد و اختيار كفر و شرك نمودند و به معصيت مشغول شدند مانند ستمى كه قريش كردند بتكذيب پيغمبر خود و بارتكاب انواع معاصى
وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ
و
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيهء 7 .