آن را مانند ذرهها در هوا پراكنده سازيم يا آنكه خيريت باقيات صالحات در روزى است كه ما كوهها را از زمين بركنيم و ريزه ريزه گردانيم
وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً
و به بينى تو زمين را ظاهر شده از زير آن كوهها كه نباشد و او چيزى كه بپوشاند آن را
وَ حَشَرْناهُمْ
و برانگيزيم مردمان را و جمع كنيم در موقف حساب ، ايراد فعل ماضى اشارت بر تحقق وقوع آنست
فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً
پس فرو نگذاريم از مردمان هيچيك را .
وَ عُرِضُوا
و عرض كرده شوند آنها
عَلى رَبِّكَ
بر پروردگار تو
صَفًّا
حالكونى كه صف كشيده شده باشند و در كتاب احتجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه
« هم يومئذ عشرون و مائة ألف صفّ فى عرض الارض »
و درين وقت حق تعالى گويد مر ايشان را
لَقَدْ جِئْتُمُونا كَما خَلَقْناكُمْ
هر آينه بتحقيق آمديد شما نزد ما بدون آنكه باشد شما را مالى و ولدى چنانچه آفريده بوديم شما را
أَوَّلَ مَرَّةٍ
بار اول بدون مال و ولد
بَلْ زَعَمْتُمْ
كلمهء « بل » براى خروج از قصهاى بقصهء ديگر است به اين معنى كه از قصهء سابق برآمديم بلكه اين زمان بيان اين قصه ميكنيم كه گمان برديد شما اى منكرين بعث
أَلَّنْ نَجْعَلَ لَكُمْ مَوْعِداً
كلمهء « ان » مخففه از مثقله است يعنى شأن اينست كه نگردانيدهايم براى شما وقتى براى بعث كه ما وعده به آن داده بوديم .
وَ وُضِعَ الْكِتابُ
و نهاده شود صحايف اعمال مؤمنين بدست راست ايشان و مشركين در دست چپ ايشان
فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ
پس به بينى تو گناهكاران را
مُشْفِقِينَ
در حالتى كه خايف باشند
مِمَّا فِيهِ
از آنچه در آن كتاب ثبت شده و خوف ايشان از جهت آنست كه مبادا به عذاب خالق و بفضيحت مخلوق گرفتار شوند
وَ يَقُولُونَ
در حالتى كه گويند
يا وَيْلَتَنا
اى واى بر ما
ما لِهذَا الْكِتابِ
چه بوده است مر اين نامهء اعمال را كه
لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً
فرو نگذاشته از گناهان خرد را و نه بزرگ را
إِلَّا أَحْصاها
مگر آنكه شمرده است همه را و همه را در معرض ضبط در آورده